مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٧٢ - ترجمان
است جمع آن تخوم بر وزن عقول است.
اين لفظ فقط يك دفعه در «نهج» به كار رفته كه درباره ملائكه فرموده است: «و منهم من قد خرقت اقدامهم تخوم الارض السفلى.» ح ٩١، ١٣٠، بعضى از ملائكه كه قدمهاى آنها آخرهاى زمين پائين را شكافته (و از آن بيرون رفته است).
ترب
تراب: خاك. اين كلمه با صيغ ديگر آن جمعا سيزده بار در «نهج» يافته است، «تربة» نيز به معنى تراب است، اكنون به چند محل اشاره مىشود درباره گذشتگان فرموده: «و جعلت لهم من الصفيح اجنان و من التراب اكفان و من الرفات جيران» خ ١١١، ١٦٦، براى آنها از سطح زمين قبرها قرار داده شد و از خاك كفنهائى و از استخوانهاى پوسيده همسايگانى. و آنگاه كه از صفين بر ميگشت خطاب باهل قبور كوفه فرموده: «يا اهل الديار الموحشة و المحالّ المقفرة و القبور المظلمة يا اهل التربة، يا اهل الغربة يا اهل الوحدة يا اهل الوحشة» حكمت ١٣٠ و در ملامت اهل كوفه فرموده: «يا اهل الكوفة... تربت ايديكم يا اشباه الابل غاب عنها رعاتها كلّما جمعت من جانب تفرّقت من آخر» خ ٩٧، ١٤٢
در اقرب الموارد از جوهرى نقل كرده كه «تربت يداك» نفرين است يعنى: خير نه بينى ولى خود آنرا به معنى ترغيب گرفته است
ظهور كلام امام صلوات الله عليه در نفرين است. اى اهل كوفه دستتان در خاك باشد (از خير محروم باشيد) اى امثال شترانى كه چوپانهايش رفته، هر وقت از محلّى جمع شوند از طرفى پراكنده گردند.
ترجمان
ترجمه تفسير: ترجمان (بفتح و ضمّ اول): تفسير كننده اين ماده همهاش سه بار در «نهج» به كار رفته است در رابطه با قرآن مجيد در جريان حكمين فرمود: «هذا القرآن انّما هو خطّ مستور بين الدفّتين، لا ينطق بلسان و لا بدّله من ترجمان و انّما ينطق عنه الرجال...» خ ١٢٥، ١٨٢ ما مردان را حكم قرار نداديم، بلكه قرآن را حكم قرار داديم اما اين قرآن خطّى است نوشته شده ميان دو جلد، خودش سخن نمىگويد: بايد مفسّرى داشته باشد و فقط مردان از آن سخن گويند.