مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٢ - ارض
۸: تغلغل: داخل شدن و مبالغه در آن ۹: تسرّب: داخل شدن رو به پائين «تسرّب الثعلب: دخل السرب» ۱۰: جوباب: شكافها، مفرد آن جوبه است.
۱۱: خياشيم: منافذ، بينىها، مفرد آن خيشوم است آخر بينى نيز گفتهاند.
۱۲: جراثيم: جمع جرثومه: ريشه درخت، منظور سطوح پائين زمين است.
نظير اين كلام است سخن آنحضرت سلام اللّه عليه كه فرموده: «و جعلها (الجبال) للأرض عمادا و أرّزها فيها اوتادا فسكنت على حركتها من ان تميد باهلها او تسيخ بحملها، او تزول عن مواضعها فسبحان من أمسكها بعد موجان مپاهها و اجمدها بعد رطوبة أكنافها فجعلها نحلقه مهادا و بسطها لهم فراشا فوق بحر لجّى راكد لا يجرى و قائم لا يسرى...» خ ۲۲، ۳۲۸ يعنى: خداوند كوهها را ستونهاى زمين گردانيد و آنها را به شكل ميخ در زمين ثابت كرد، در نتيجه، زمين از اينكه اهل خود را بالا و پائين ببرد، ايستاد و از اينكه محمولۀ خويش را (انسان و حيوان و نبات) فرو بكشد و يا خود از جائى به جائى رود بازماند، منزّه است خدائيكه آنرا پس از تلاطم آبهايش آرام گردانيد و با آنكه مرطوب بود جامد نمود، آنرا براى خلق خويش روى دريائى ژرف و ايستاده، آماده و گسترده قرار داد.
كلام امام صلوات اللّه عليه صريح است در اينكه: مركز زمين درياست و زمين روى دريا قرار گرفته است، همه جايش قبلا آب (مذاب) بوده، بعدا منجمد شده است كلمۀ «فوق بحر لجّى» بسيار قابل دقت است و نيز جمله «فسكنت على حركتها من ان تميد باهلها» صريح است در اينكه در عين آرامى داراى حركت است، در بالا گفته شد كه اين سخنان مشروح آيۀ شريفۀ «وَ أَلْقىٰ فِي الْأَرْضِ رَوٰاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ»نحل: ۱۵ «وَ الْجِبٰالَ أَوْتٰاداً» نبأ: ۷، است كه آنحضرت با قدرت تفكر خويش با عبارتهاى عجيب گذشته مجسّم فرموده است و اين حقائق براى اولين بار توسط قرآن مجيد و نهج البلاغه مطرح شده و قبلا دنيا و خاصّۀ جهان عرب از آن آگاهى نداشتهاند، به قرآن و نهج البلاغه قسم كه بزرگى اين سخنان ببزرگى زمين و بالاتر از آنست.