مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٨٤ - اُمَيه
شمشيرشان از اين امّت برداشته نمىشود، ولى اين گمان كننده به دروغ گمان كرده است، بلكه دنيا لعابى است از زندگى لذيذ كه آنرا زمانى مىخورند، سپس همگى را كنار مىاندازند و از دستشان مىرود و نيز در اين رابطه فرمايد: «و انّما هم مطايا الخطيئات و زوامل الاثام، فاقسم ثّم اقسم لتنخمنّها امية من بعدى كما تلفظ النخامة ثم لا تذوقها و لا تطعم بطعمها ابدا ماكّر الجديدان» خ ١٥٨، ٢٢٤ بنى اميّه فقط مركبهاى گناهان و حاملان معصيتها هستند، سوگند ياد مىكنم سپس سوگند ياد مىكنم كه بنى اميه بعد از من، خلافت را مانند اخلاط سينه به دور مىاندازند و سپس آنرا تا شب و روز هست نمىچشند و نمىخورند، «مطايا» شتران سوارى، زامله حيوانى است كه طعام بارش كنند و نخامه اخلاط سينه و بينى است، امام صلوات الله عليه آنها را باركش گناهان خوانده كه كارهاشان فقط عصيان و تعدّى است و چه تعبير واقعى باز در اين رابطه كه خداوند بالاخره از آنها انتقام خواهد گرفت فرموده است: «الا و انّ لكل دم ثائرا و لكل حقّ طالبا و انّ الثائر فى دمائنا كالحاكم فى حق نفسه و هو الله الذى لا يعجزه من طلب و لا يفوته من هرب فاقسم بالله يا بنى اميّه عمّا قليل لتعرفّنها فى ايدى غيركم و فى دار عدوّكم» خ ١٠٥، ١٥١ بدانيد براى هر خون، خونخواهى هست و براى هر حق هوادارى و حقخواهى وجود دارد، بدانيد خونخواه، ما اهلبيت مانند داورى است كه درباره خودش حق خواهى و داورى كند (قاضى كه درباره خودش داد خواهى كند حتما حق خود را خواهد گرفت) و آن خداست، خدائيكه طلبى او را عاجز نتواند كرد و فرار كنندهاى از چنگ او بدر نمىشود.
به خدا سوگند اى بنى اميّه، بعد از كمى خواهيد ديد كه حكومت در دست غير شماست و در خانه دشمن شماست، ابن ابى الحديد قسمتى از اين كلام را اشاره بخون حسين ٧ و انتقامش دانسته است.