مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٩٩ - حلاوة
حلمه انّ الناس انصاره على الجاهل» حكمت ٢٠٦، اولين اثر حلم حليم آنستكه مردم بر عليه جاهل طرفدار او هستند، جمع حلم احلام آيد «و لا يعى حديثنا الّا صدور أمينة و احلام رزينة» خ ١٨٩، ٢٨٠ كه احلام به معنى عقول است.
حلم
(بر وزن عنق و قفل) چيزى است كه در خواب ديده مىشود،
در اقرب الموارد گويد: غالبا در خواب پريشان و قبيح به كار ميرود چنانكه «رؤيا» در خواب خوب
جمع آن احلام است و گاهى هر يك در جاى ديگرى به كار رود.
آنحضرت به معاويه مىنويسد: «فانّى على التردّد فى جوابك... و انّك اذ تحاولنى الامور و تراجعنى السطور كالمستثقل النائم تكذبه احلامه» نامه ٧٣، ٤٦٣، من در جواب دادن به نامه تو مرددّم... تو آنگاه كه از من كارهائى (مانند حكومت) مىخواهى و ميل دارى كه سطورى در جواب تو بنويسم. مانند آدم خوابيدهاى هستى كه خوابهايش به او دروغ ميگويد يعنى خواستههايت مانند خواب پريشان است «مستثقل النائم» آنكه به خواب عميق رفته است. و در ملامت يارانش فرموده: «يا اشباه الرجال و لا رجال حلوم الاطفال و عقول ربّات الحجال لوددت انّى لم اركم و لم اعرفكم» خ ٢٧، ٧٠، اى مرد نماهانه مردان. شما خوابهاى پريشان اطفال و عقول زنان حجلهها هستيد، ايكاش شما را نمىديدم و نمىشناختم.
حلاوة
شيرينى. نوزده مورد از اين ماده در «نهج» آمده است امام فصاحت و امام سخن صلوات الله عليه در وصف دنيا فرموده: «لم يكن امرؤ منها فى حبرة الّا أعقبته بعدها عبرة... و ان جانب منها اعذوذب و احلولى، امرّ منها جانب فاوبى» خ ١١١، ١٦٤، نبوده مردى در آن در سرورى مگر آنكه بعد از آن اشكى (غمى) تعقيبش كرده... و اگر جانبى از آن گوارا و شيرين شود، جانب ديگرى تلخ و با «وبا» مىگردد «احلولى الشىء احليلاء» يعنى شيرين شد. و در رابطه با استغفار واقعى فرموده: «و السادس ان تذيق الجسم الم الطاعة كما أذقته حلاوة المعصية» حكمت ٤١٧ و نيز فرموده: «مرارة الدنيا حلاوة الاخرة و حلاوة الدنيا مرارة الآخرة» حكمت ٢٥١