مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٠٠ - حما
و درباره زنان فرموده: «المرأة عقرب حلوة اللّسبة» حكمت ٦١ «لسبه» به كسر اوّل به معنى معاشرت است يعنى: زن عقرب است ولى معاشرت وى شيرين مىباشد، گوئى منظور از عقرب بودن اذيت زن است نسبت به مرد.
حلى
(بر وزن عقل) زيور. جمع آن «حلىّ» به ضم اوّل و كسر دوم و يا به كسر هر دو است، نه مورد از اين ماده در «نهج» يافته است، درباره ناكثين و قاسطين و مارقين فرموده: «و لكن حليت الدنيا فى اعينهم و راقهم زبرجها» ٣٤، ٥٠، ليكن دنيا در چشم آنها آراسته شده و زينتش آنها را به اعجاب وا داشته است، آنگاه كه از عمر خواستند زيورهاى كعبه را فروخته و در تجهيز مسلمين مصرف كند، عمر از آنحضرت نظر خواهى كرد، حضرت فرمود: زيورهاى كعبه قبلا بود، خداوند در مصرف آنها به رسولش دستورى نداد او هم آنها را به حال خود گذاشت تو هم، همانطور عمل كن، عمر گفت: يا على اگر تو نبودى رسوا مىشديم لذا زيورهاى كعبه را دست نزد: «و كان حلى الكعبة فيها يومئذ فتركه الله على حاله و لم يتركه نسيانا و لم يخف عليه مكانا فاقرّه حيث اقرّه الله و رسوله» حكمت ٢٧٠. در رابطه با خداوند فرموده: «كذب العادلون بك اذ شبّهوك باصنامهم و نحلوك حلية المخلوقين باوهامهم» خ ٩١، ١٢٦ دروغ گفتند آنهائيكه تو را معادل مخلوق قرار دادند، آنگاه كه تو را به اصنام خود تشبيه كرده و صفات و زيور مخلوقات را با خيالات خويش، به تو دادند.
حما
(بر وزن بقا): قرابت. اين لفظ فقد يكبار در «نهج» آمده است درباره طلحه و زبير و عايشه و اتباع آنها فرموده: «انّ معى لبصيرتى ما لبست و لا لبس علّى و انّها للفئة الباغية فيها الحمأ و الحمّة و الشبهة المغدفة» خ ١٣٧، ١٩٤، حما به معنى قرابت و منظور از آن زبير است كه پسر عمّه آنحضرت بود، «حمة» چنانكه در (ح م ت) خواهد آمد، عقرب و يا سم عقرب و يا نيش عقرب است و منظور از آن عايشه مىباشد، «مغدفه» با «فاء» ظلمانى و مخفى منظور از شبهه، اشتباه خون عثمان است كه بىجهت به آنحضرت نسبت مىدادند.
ابن ابى الحديد و محمد عبده نقل كردهاند: رسول خدا ٦ به