مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٨٨ - رايه
«مرين» اسم مفعول است بر وزن مبيع، آن حضرت به معاويه مىنويسد: «فدع الناس جانبا و اخرج الىّ و اعف الفريقين من القتال لتعلم اينّا المرين على قلبه و المغطّى على بصره» نامه ١٠، ٣٧٠.
مردم را به كنار زن، خودت به ميدان من بيا و طرفين را از جنگ معاف بدار، تا بدانى كدام يك از ما زنگار گذاشته بر قلب (كور قلب) و پرده در چشم است، ظاهرا معاويه بعد از خواندن اين نامه پيش خود گفته است، «اخو الحيلة اخوك لا البطل»
رايه
پرچم. آن با صيغه مفرد و جمع، ده بار در «نهج» آمده است درباره خودش فرموده: «و ركزت فيكم رأية الحق و وقفتكم على حدود الحلال و الحرام» خ ٨٧، ١٢٠ كه در «ركز» گذشت، در مذمّت يارانش فرموده: «و انكم و الله لكثير فى الباحات، قليل تحت الرايات» خ ٦٩، ٩٩ شما در ميدانها و محلهاى خالى زياد هستيد ولى تحت پرچمها و در جنگها كم مىباشيد.
در شب ٢٠ رجب ١٤١٢ مطابق ٦، ١١، ١٣٧٠ حرف «راء» به پايان رسيد و نيز حرف «راء» (١٥٨) كلمه است و الحمد لله.