مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٨٧ - حفل
مىخواند به طرف مرگ همسايگان خويش را «فهى تحفز بالفناء سكانّها و تحدو بالموت جيرانها» خ ٥٢، ٨٩.
حفظ
نگاهدارى. مراقبت. «محافظت» مراقبت و مراعات «استحفاظ»: سئوال حفظ، «تحفّظ»: احتراز و خود نگاهدارى و آن فقط دو بار در «نهج» آمده كه به مالك مىنويسد: «و تحفظّ من الاعوان» نامه ٥٣.
حفاظ
به معنى محافظت است كه گذشت: «و لقد علم المستحفظون من اصحاب محمد ٦ انّى لم ارّد على الله و لا على رسوله ساعة قطّ و لقد واسيته بنفسى» خ ١٩٧، ٣١١، آنانكه رسول خدا دين را بآنها امانت گذاشته و حفظ دين را از آنها خواسته است دانستهاند كه من حتى ساعتى دستور خدا و رسول را ردّ نكرده و با وجود خودم از رسول خدا دفاع كردم «حفيظ» حافظ فعيل به معنى فاعل است.
حفف
حفّ: احاطه كردن.
«حفّه القوم: احد قوابه و اطافوه»
از اين لفظ هفت مورد در «نهج» آمده است «انّ الجنّة حفت بالمكاره و انّ النار حفّت بالشهوات» خ ١٧٦، ٢٥١ يعنى بهشت با مكاره و اعماليكه بر انسان ثقيل است احاطه و پوشانده شده، بايد آنها را به جا آورد و به بهشت رفت ولى آتش با چيزهائيكه خوشايند و مطابق ميل نفس است احاطه گشته است، عمل به آنها سبب رفتن به آتش مىشود. اين روايت از رسول خدا صلّى الله عليه و آله است و آنحضرت از آنحضرت نقل كرده است، در رابطه با دنيا فرموده: «دار بالبلاء محفوفة و بالغدر معروفة لا تدوم احوالها و لا يسلم نزّالها» خ ٢٢٦، ٣٤٨.
حفاف
جانب و طرف، آنحضرت درباره پرچمهاى جنگ فرموده: «فان الصابرين على نزول الحقائق هم الذين يحفّون براياتهم و يكتنفونها حفافيها و ورائها، و امامها» خ ١٢٤، ١٨١ يعنى اهل استقامت در بر آمدن جريانهاى حتمى، آنانند كه پرچمهاى خود را احاطه كرده و آنها را در ميان مىگيرند، دو طرفشان را و پشت و پيش آنها را «حفافى» تثنيه «حفاف» است.
حفل
جمع شدن:
«حفل الماء حفلا: اجتمع. و القوم: احتشدوا»
و نيز به معنى