مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٩٦ - دنى
داده نمىشود). منظور از «الدنيا الدنيّه» كه در چند جا آمده است، دنياى پست و دنياى حقير است نسبت به آخرت.
دينار
در اقرب الموارد گويد: دينار قسمتى از پولهاى قديمى است اصل آن دنّار است زيرا كه جمعش دنانير آيد
اين لفظ فقط يكبار در «نهج» آمده است آنگاه كه در مذمت يارانش فرمود: به خدا قسم دوست دارم معاويه شما را مانند درهم و دينار با من معامله كند، ده نفر از شما را از من بگيرد و يك نفر از اصحاب خودش به من بدهد: «لوددت و الله آن معاوية صارفنى بكم صرف الدينار بالدرهم فاخذ منّى عشرة منكم و اعطانى رجلا منهم» خ ٩٧، ١٤٢
دنس
چرك:
«الدنس: الوسخ»
و ان يكبار در «نهج» يافته است. درباره تقوى فرموده: «فان تقوى الله دواء داء قلوبكم... و طهور دنس انفسكم» خ ١٩٨، ٣١٢.
دنف
(بر وزن شرف) مرض مزمن. آن فقط يكدفعه در «نهج» ديده مىشود.
آنگاه كه آهن را سرخ كرده و به بدن برادرش عقيل نزديك كرد او فرياد كشيد و كنار رفت، امام ٧ چنين فرمود: «فاحميت له حديدة ثم ادنيتها من جسمه ليعتبر بها فضجّ ضجيح ذى دنف من المها» خ ٣٢٤، ٣٤٧، يعنى آهنپاره ايرا براى او سرخ كردم بعد به بدنش نزديك نمودم تا عبرت بگيرد، پس فرياد كشيد از درد آن مانند فرياد كشيدن آدم مريض
دنى
دنوّ: نزديك شدن، در وصف اهل تقوى فرموده: كنار شدنش از كسيكه از او كنار شد زهد و پاكى است و نزديك شدنش به آنكه به او نزديك شده نرمى و مهربانى است. «بعده عمّن تباعد عنه زهد و نزاهة و دنوّه ممّن دنامنه لين و رحمة» خ ١٩٣، ٣٠٦ درباره اجل و مرگ فرموده: «و كلّ معدود منقص و كل متوقّع آت و كلّ آت قريب دان» خ ١٠٣، ١٤٩، هر شمرده شد ناقص شدنى است، و هر اميدوار شده آمدنى و هر آمدنى قريب و نزديك است.
ادناء: نزديك كردن. «ادنى» نزديكتر «متدانيات» نزديك شوندهها كه در خطب مختلف آمدهاند.