مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٧٤ - تعتع
«تريكة» تخم شتر مرغ را گويند بعد از آنكه بچه از او خارج شده باشد و آن به معنى ترك شده جوجه است، امام صلوات الله عليه در ذمّ اصحابش مىفرمايد: «او ليس عجبا انّ معاوية يدعوا الجفاة الطّغام فيتبعونه... و انا ادعوكم و انتم تريكة الاسلام و بقية الناس... فتفرقون عنى...» خ ١٨٠، ٢٥٩، منظور آنستكه: شما جانشينان اسلام و بقيه گذشتگانيد.
تسعه
تسعه و تسع: نه. ان فقط يكبار در «نهج» يافته است چنانكه به اهل بصره فرموده: «بلادكم انتن بلاد الله تربة، اقربها من الماء و ابعدها من السماء، و بها تسعة اعشار الشرّ...» خ ١٣، ٥٦، ابن ميثم فرموده: منظور از نه دهم شرّ، شايد براى مبالغه باشد، نه تعيين واقعى.
تعب
رنج و زحمت، اين ماده جمعا نه بار در «نهج» آمده است چنانكه فرمايد: «الدهر يخلق الابدان و يجدّد الامال و يقرّب المنية و يباعد الامنية من ظفر به نصب و من فاته تعب» حكمت ٧٢ يعنى: روزگار بدنها را كهنه مىكند، آرزوها را تازه، مرگ را نزديك، آرزو را دور مىگرداند، هر كس به آن دست يافت به زحمت افتاد و هر كس از او فوت شد در رنج شد. «متعب» اسم فاعل است يعنى به زحمت اندازنده چنانكه در نامه ٣٥، ٣٨١ «و لا ملغب و لا متعب» و جمع اسم مفعول آن «متعبات» است در نامه فوق ص ٣٨٢
تعتع
تعتعه به معنى اجبار و نيز به معنى عجز از سخن گفتن در اثر گرفتارى و خستگى است لفظ «متتعتع» دو بار در «نهج» در نامه ٥٣ و ص ٤٣٩ آمده است، آنحضرت ابتدا به مالك اشتر چنين مينويسد: چون اهل حاجت به نزد تو مىآيند كسى از نگهبانانت در انجا نباشد تا گوينده آنها بدون ترس سخن گويد. «حتى بكلمك متكلمهم غير متتعتع» و بعد از رسول خدا ٦ نقل كرده كه مىفرمود: «لن تقدس امة لا يؤخذ للضعيف فيها حقّه من القوى غير متتعتع» مقدس نمىشود امّتى كه در آن حق ضعيف از قوى بدون اكراه گرفته نمىشود، ظاهر منظور از آن اكراه و اجبار باشد، يكبار نيز لفظ «تعتعوا» آمده است: «و نطقت حين تعتعوا» خ ٣٧، ٨١.