مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٣١ - سعد
سطع
بالا رفتن. گسترش يافتن
در لغت آمده: «سطع الغبار: ارتفع و انتشر و كذا البرق و الشعاع و الصبح»
از اين ماده هشت مورد در «نهج» آمده است در وصف رسول خدا ٦ فرموده: «سراج لمع ضوئه و شهاب سطع نوره» خ ٩٤، ١٣٩ چراغى است كه روشنائيش تابان شده و ستارهايست كه نورش گسترش يافته است. «فاتّعظوا... بالعبر النوافع و اعتبروا بالآى السواطع» خ ٨٥، ١١٦ موعظه گيريد با عبرتهاى مفيد و با آيههاى روشن و آشكار.
سطو
حمله. گرفتن به شدّت.
«سطا عليه و به سطوا و سطوة: صال او قهر بالبطش
به معنى غضب و انتقام نيز آيد، نه مورد از آن در «نهج» آمده است، از رسول خدا ٦ نقل كرده كه فرمود: «يا على انّ القوم سيفتنون بعدى باموالهم و يمنوّن بدينهم على ربّهم و يتمنّون رحمته و يأمنون سطوته» خ ١٥٦، ٢٢٠ كه منظور از سطوة غضب و قهر است.
سعد
سعد و سعادت: خوشبختى چنانكه شقوه و شقاوت به معنى بدبختى است،
راغب گويد: سعادت آنستكه كارهاى الهى انسان را در رسيدن به خير يارى كند
ضدّ آن شقاوت است، از اين ماده موارد زيادى در «نهج» يافته است در حكمت ٥١ فرموده: «عيبك مستور ما اسعدك جدّك» تا بختت تو را يارى كند عيبت پوشيده است. در باره موعظه فرموده: «اللّه اللّه فى اعزّ الانفس عليكم... فشقوة لازمة او سعادة دائمة» خ ١٥٧، ٢٢١، خدا را در نظر آوريد درباره عزيزترين نفس بر شما كه خودتان باشيد، زيرا آخرت شقاوت ملازم يا سعادت دائمى است. «اسعاد» به معنى يا رى كردن و خوشبخت كردن هر دو آمده است «فلا يسعده القول» خ ٢٣٣ يعنى سخن گفتن او را يارى نمىكند. «مساعدت» يارى كردن در حكمت ٤٣٠ فرموده: زيانكارترين مردم در معامله و نااميدترين مردم در تلاش، مردى است كه بدن خويش را در طلب مال فرسوده كند، و قضا و قدر او را يارى نكند از دنيا با حسرت برود: «رجل اخلق بدنه فى طلب ماله و لم تساعده المقادير على ارادته...»