مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٥ - ترسيمات بىسابقه از توحيد
خواهد ماند.
۸ - در كلام ذيل، محتواى عالى و تركيبات عاليتر كاملا محسوس است وقتى كه امير المؤمنين ٧ در «بصره» سپاه عائشه و طلحه و زبير را تار و مار كرد، مردى از يارانش گفت: يا امير المؤمنين دوست داشتم برادرم فلانى در اينجا بود و مىديد چگونه خداوند تو را نصرت بخشيد، فرمود: آيا ميل برادرت با ماست؟ گفت: آرى، فرمود: پس در اينجا حاضر است و بعد فرمود: در قشون ما حاضر است مردمانى كه اكنون در پشت مردان و رحمهاى زنان هستند، زمان آينده آنها را بيرون مىدهد و ايمان توسّط آنها تقويت مىشود.
: «فقال له ٧: أهوى اخيك معنا؟ فقال: نعم: قال: فقد شهدنا، و لقد شهدنا فى عسكرنا هذا اقوام فى اصلاب الرّجال و ارحام النّساء سيرعف بهم الزّمان و يقوى بهم الايمان» خطبۀ ۱۲، ۵۵ علوّ مفاهيم و تركيب اين كلمات «يدرك و لا يوصف» است.
ترسيمات بىسابقه از توحيد
توحيد و صفات خدا و موقعيت او در جهان هستى، بطور اعجاز آميز در كلمات امام صلوات اللّه عليه مطرح شده كه مىشود گفت: در زمان حضرت كاملا نامأموس بوده و علم آن بزرگوار كه به درياى علم بىپايان خداوند متصل بود، قرنها از زمان جلوتر رفته است و از پر اوجترين انديشۀ بشرى است كه براى اولين بار توسط آن حضرت بيان شده است، مشروح اين مطلب در اين كتاب در «اله - اللّه» آمده است و بطور نمونه به بعضى از آنها اشاره مىشود.
در خطبۀ ۱۸۶، ۲۷۲ دربارۀ خداوند فرموده: «ما وحّده من كيّفه، و لا حقيقته اصاب من مثّله، و لا اياه عنى من شبّهه، و لا صمده من اشار اليه و توهّمه، كلّ معروف بنفسه مصنوع و كلّ قائم فى سواه معلول، فاعل لا باضطراب آلة، مقدر لا بجول فكرة، غنى لا باستفادة، لا تصحبه الاوقات و لا ترفده الادوات، سبق الاوقات كونه، و العدم وجوده و الابتداء ازله... لا تبليه الليالى و الايّام، و لا يغيّره الضياء و الظلام، و لا يوصف بشىء من الاجزاء... ليس فى الاشياء بوالج و لا عنها