مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٨٥ - «رياش»
و شياطين گمراهش مىنمايند. «ريب المنون» حوادث مرگها. «ريب الزمان»: يعنى حوادث زمان كه انسان را مضطرب و متزلزل كنند چنانكه در نامه ٣٦ و خ ١٠٩ آمده است «مرتاب»: شك كننده.
ريث
تثاقل. تأخير. سنگينى (تنبلى) آن فقط يكبار در «نهج» آمده است، درباره خلقت فرموده است: «فتّم خلقه بامره، و اذعن لطاعته، و اجاب الى دعوته لم يعترض دونه ريث المبطىء و لا اناة المتلكىء» خ ٩١، ١٢٧، يعنى خلقت خلقش تمام شد و به طاعت خدا سر نهاد و دعوت او را اجابت كرد، در اجابت دعوت خدا سنگينى تأخير كننده و مهلت تعلل ورزنده، بر خلق عارض نشد، (خدا هر طور كه اراده فرمود، خلق آنطور به وجود آمد)
ريش
زينت:
«الريش: كسوة الطائر و ينته»
و نيز به معنى لباس فاخر آيد، گويند: بال پرندگان را ريش گويند كه در آنها انواع زينت و زيبائى است، از اين ماده شش مورد در «نهج» آمده است، درباره بالهاى گوشتين خفّاش فرموده: «و جعل لها اجنحة من لحمها تعرج بها عند الحاجة الى الطيران كانّها شظايا الاذان غير ذوات ريش و لا قصب» ١٠٠، ٢١٨ يعنى براى او بالهائى از گوشتش قرار داد كه در وقت حاجت با آنها پرواز مىكند، گوئى آنها لالههاى گوش هستند بىآنكه پريا «نى» داشته باشند. درباره پرندگان فرموده: «احصى عدد الريش منها و النفس و ارسى قوائمها على الندى و اليبس» خ ١٨٥، ٢٧٢، يعنى: خداوند عدد پرهاى پرندگان و عدد دم زدن آنها را شمرده و پاهاى آنها را در رطوبت و خشكى محكم كرده است، ظاهرا منظور از اوّلى حيواناتى است كه در دريا و آب زندگى مىكنند و از دوّمى آنهائيكه حيوانات خشكى هستند اين تعبير مانند كلمات ديگر امام صلوات الله عليه تعبير عجيبى است.
«رياش»
لباس فاخر:
«الرياش: اللبّاس الفاخر»
گاهى از آن فراوانى و ثروت اراده ميشود، «اوصيكم عباد الله بتقوى الله الذى البسكم الرياش و اسبغ عليكم المعاش» خ ١٨٢، ٢٦٢ در خ ٨٣ نيز آمده است، يعنى شما را وصيت مىكنم به تقواى خدائيكه به شما لباس فاخر پوشانده و اسباب زندگى را به شما وسعت داده