مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٨٢ - درس
سحّا متداركا قد اسفّ هيدبه تمريه الجنوب درر اهاضيبه» خ ٩١، ١٣٣ يعنى: ابر را متلاحق و متراكم فرستاد. در حاليكه دنباله آن پائين آمده و باد جنوب آنرا مسّ مىكند براى فايدههاى بارانهايش بنابراين «درر» در اينجا جمع «درّه» به معنى فائدههاست. صلوات خدا بر تو اى مولا، اين استعاره و كنايهها حيران كننده است.
درّ
مرواريد درشت. مفرد آن درّه است. درباره جود و عطاى خداوند در يك ترسيم عجيبى فرموده: لو وهب ما تنفّست عنه معادن الجبال و ضحكت عنه اصداف البحار من فلزّ اللجبن و العقيان و نثارة الدرّ و حصيد المرجان ما اثّر ذلك فى جوده» خ ٩١، ١٢٤ يعنى: اگر عطا كند آنچه را كه از معادن كوهها شكافته و پديد آمده است و آنچه را كه صدفهاى دريا خنديده (تركيده) و بيرون انداخته است از جواهر نفيس نقره و طلا و از مرواريدهاى درشت و مرجانهاى درو شده، اينها در جود و عطاى خدا اثرى نمىگذارند. اللَّهُ نُورُ ستاره درخشنده جمع آن «درارى» است كه درباره ستارگان فرموده: «ثمّ علّق فى جوّها فلكها و ناط بها زينتها من خفيّات دراريها و مصابيح كواكبها» خ ٩١، ١٢٨ سپس در جوّ آسمان فلك (مدارها) آنرا آويخت (قرارداد) و زينت آنرا (آسمان) از كواكب مخفى و چراغهاى آشكار به آن بست.
درس
پيوسته خواندن و كهنه شدن مثل
«درس الاثر» اثر كهنه شد
على هذايكدفعه خواندن را درس نگويند. از اين ماده پنج مورد در دو معناى فوق در «نهج» آمده است. درباره جاهليت فرموده است.
: «و خذل الايمان... و درست سبله و عفت شركه» خ ٢، ٤٦ ايمان مخذول شده و راههايش كهنه گشته و طرقش ناپيدا گرديده بود. درباره خودش فرموده «و انّ احبّ ما انالاق الىّ الموت قد دارستكم الكتاب و فاتحتكم الحجاج و عرّفتكم ما انكرتم» خ ١٨٠، ٢٥٩ فعلا محبوبترين چيز بر من مرگ است. قرآن را به شما درس دادم، درهاى احتجاج به رويتان باز كردم، و آنچه را كه نمىدانستيد به شما آموختم (يعنى: وظيفهام را بيان رساندم)