مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٥٩ - رفق
: وسعت دادن. از اين لفظ دو مورد در «نهج» آمده است: «اوصيكم عباد الله بتقوى الله الذى... ارفغ لكم المعاش... و آثركم بالنعم السوابغ و الرفد الروافغ» خ ٨٣، ١٠٧ و ١٠٨ سفارش مىكنم شما را به تقواى خدائيكه معاشتان را وسعت بخشيده و شما را با نعمتهاى فراوان و عطيههاى وسيع اختيار كرده است.
رفرف
گويند:
«رفرف الطائر جناحه: بسطه»
پرنده بال خود را باز كرد، از اين ماده دو مورد در كلام حضرت آمده است، درباره پرندگان فرموده: «و ماذرء من مختلف صور الاطيار... و مرفرفة باجنحنها فى مخارق الجوّ المنفسح» خ ١٦٥، ٢٣٦ و آنچه آفريده از شكلهاى مختلف پرندگان... كه بالهاى خويش را باز كردهاند در ميدانهاى جوّ وسيع. و در نقل معجزه رسول خدا ٦ درباره آمدن درخت به محضر آن حضرت فرموده: است «فوالذى بعثة بالحقّ لا نقلعت بعروقها و جائت و لها دوىّ شديد و قصف كقصف اجنحة الطير حتّى وقفت بين يدى رسول الله ٦ مرفرفة» خ ١٩٢، ٣٠٢ به خدائيكه او را به حق فرستاده است (چون حضرت از درخت خواست كه پيش او بيايد) ريشههايش كنده شد و آمد و در حاليكه صدا مىكرد و صداى شديدى مانند صداى بالهاى پرنده تا صدا كنان نزد آن حضرت ايستاد، در لغت آمده:
«رفرف الشىء: صات»
ظاهرا منظور در اينجا صدا كردن است.
رفق
- به كسر اول- مدارا:
«رفق له رفقا: لطف»
و آن ضدّ خشونت است، «رفيق»: مدارا كننده (دوست) از اين ماده موارد زيادى در كلام حضرت آمده است، به بعضى از حكام نوشته: «و ارفق ما كان الرفق ارفق و اعتزم بالشدّة حين لا يغنى عنك الّا الشدة» نامه ٤٦، ٤٢١، مدارا كن تا مدارا نافع است، و عزم به سختى كن آنگاه كه جز سختى كفايت نكند در لغت آمده است
«ارفقه: نفعه»
. مرافقه: رفيق قرار دادن. چنانكه فرموده: «فبادر و باعمالكم تكونوا مع جيران الله فى داره رافق بهم رسله» خ ١٨٣، ٢٦٨ پيش گيريد با اعمال خويش تا با همسايگان خدا باشيد، كه پيامبرانش را با آنها رفيق كرده است. «ترفّق»: رفيق شدن. اتكاء كردن. «ارتفاق» دوست طلبيدن يارى خواستن و