مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٣٩ - خسأ
بنو عبد شمس فابعدها رأيا و امنعها لما وراء ظهورها» حكمت ١٢٠، اما بنى مخزوم گل قريش هستند، گفتگوى مردان آنها و نكاح با زنان آنها را دوست داريم، اما شاخه بنى عبد شمس (كه بنى اميّه نيز از آنهاست) دارنده بدترين رأى قبيلهاند... اين كلمه فقط يكبار در «نهج» آمده است.
خزن
(بر وزن عقل) حفظ شىء و ذخيره كردن آن در خزانه است و خزانه به كسر اوّل مكان حفظ شىء است جمع آن خزائن آيد. از اين ماده بيست و يك مورد در «نهج» ديده مىشود در مقام نصيحت فرموده: «و ليخزن الرجل لسانه... و الله ما ارى عبدا يتقّى تقوى ينفعه حتى يخزن لسانه» خ ١٧٦، ٢٥٣.
خازن: حافظ و خزانهدار، جمع آن خزّان آيد، به كميل بن زياد فرموده: «يا كميل هلك خزّان الاموال و هم احياء و العلماء باقون ما بقى الدهر» حكمت ١٤٧ اى كميل خازنان اموال در حال حيات مردگانند ولى علماء تا دهر هست زندهاند. «خزنه» نيز جمع خازن است.
خزى
خوارى، ٩ مورد از اين ماده در «نهج» بكار رفته است «خزية» به فتح اول- بلائى است كه به انسان مىرسد و او را خوار مىكند، چنانكه فرموده: «اذا استولى الصلاح على الزمان و اهله ثمّ اساء رجل الظنّ برجل لم تظهر منه خزية فقد ظلم» حكمت ١١٤ هر گاه صلاح بر زمان و اهل آن غلبه كرد و كسى به كسى سوء ظنّ نمود بدون اينكه از وى كار بدى و رسوا كنندهاى آشكار شود، به وى ظلم كرده است.
«مخازى» جمع مخزاة به معنى خوار كننده و رسوا كننده است، در رابطه با رسول خدا ٦ فرموده: «و دليل لك على ذم الدنيا و عيبها و كثرة مخازيها و مساويها» خ ١٨٠، ٢٧٦، كار آنحضرت دليل توست به مذموم و معيوب بودن دنيا و كثرت رسوا كنندههايش و عيبهايش.
خسأ
طرد شدن و طرد كردن از اين لفظ فقط دو مورد در «نهج» داريم. در رابطه با قدرت خدا فرموده: اگر همه موجودات زنده زمين... بخواهند پشّهايرا به وجود آورند قدرت ندارند: «و عجزت قواها و تناهت و رجعت خاسئة حسيرة» خ