مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٥٦ - سنم
قومى بىآب نمىگردد. مراد از «اسناخ» در «اصناف اسناخها» خ ١٨٦، ٢٧٥، اصول و انواع است و درباره اسلام فرموده: «فهو دعائم اساخ فى الحق اسناخها و ثبّت لها آساسها» خ ١٩٨، ٣١٤ اسلام ستونهائى است كه اصول و ريشههاى خود را در حق پايدار كرده و براى آن ستونها پايههايش را ثابت و محكم نموده است.
سند
(بر وزن شرف) تكيهگاه مثل ديوار و ستون. مسنّده: ستوندار تكيه داده شده، چهار مورد از اين كلمه در «نهج» آمده است. درباره آسمانها فرموده: «فمن شواهد خلقه خلق السموات موطّدات بلا عمد قائمات بلا سند» خ ١٨٢، ٢٦١. «سناد» تكيهگاه. ستون. درباره دنيا فرموده: «ضوء آفل و ظلّ زائل و سناد مائل» خ ٨٣، ١٠٨ روشنائى غروب كننده است و سايه زوال پذير و ستونى كج است كه نمىشود بر آن تكيه كرد. «اسناد»: نسبت دادن، در بيان خلقت طاووس بعد از فرمودن اسرار آن فرموده: «احيلك من ذلك على معاينة لا كمن يحيل على ضعيف اسناده» خ ١٦٥، ٢٣٧ يعنى حواله مىدهم تو را به معاينه (برو و ببين) نه مانند كسيكه حواله مىدهد به نسبت ضعيفش.
سنم
سنام: كوهان شتر.
«سنام القوم» بزرگ آنهاست
«تسنّم» رفتن به بالاى شىء از اين ماده پنج مورد در «نهج» آمده است، درباره اهل بيت صلوات الله عليهم فرموده: «بنا اهتديتم فى الظلماء و تسنّمتم ذروة العلياء و بنا افجرتم عن السّرار» خ ٤، ٥١ به وسيله ما از ظلمات شرك و جهالت هدايت يافتيد، و به درجه عالى ايمان و شرافت بالا رفتيد و به وسيله ما داخل صبح شديد از ظلمت آخر شب. عبارتهاى عجيبى است از فصاحت و بلاغت امام صلوات الله عليه.
در نامه ١، ٣٦٣ به اهل كوفه مىنويسد: «من عبد الله على امير المؤمنين الى اهل الكوفة جبهة الانصار و سنام العرب... اخبركم عن امر عثمان حتى يكون سمعه كعيانه» نامهاى است از بنده خدا على امير المؤمنين به اهل كوفه جماعت انصار و بزرگان عرب، از جريان عثمان به شما خبر مىدهم كه شنيدن آن مانند ديدن آنست، در