مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٢٢ - خبت
حرف الخاء
خبأ
(بر وزن عقل) پوشاندن و مستور كردن:
«خباء الشىء خبئا: ستره»
و نيز اسم آيد به معنى پوشيده و مستور گرديده. از اين ماده هفت مورد در «نهج» ديده مىشود. آنحضرت فرمايد: «ما قال الناس لشىء طوبى له الّا و قد خبأ له الدهر يوم سوء» حكمت ٢٨٦ مردم به هيچ چيز به به نگفتهاند مگر آنكه روزگار روز بدى را براى آن مخفى كرده است.
و نيز فرموده: «المرء مخبوء تحت لسانه» حكمت ١٤٨ «مخبوء» بر وزن مفعول به معنى پوشيده است و چون سخن گويد شخصيتش آشكار مىشود در جاى ديگرى فرموده: «تكلّموا تعرفوا فانّ المرء مخبوء تحت لسانه» حكمت ٣٩٢.
مختباء
محل مخفى شدن «عالم السرّ من... مختبأ البعوض بين سوق الاشجار» خ ٩١، خدا عالم است به محل مستور شدن پشه ريز در ميان ساقههاى درختان.
خبايا
جمع خبيئة است يعنى مخفى شده، در رابطه با معاد فرموده: «ثم ميزّهم لما يريده من مسئلتهم عن خفايا الاعمال و خبايا الافعال» خ ١٠٩، ١٦١.
خبّاب
خباب بن ارتّ. صحابى معروف كه خود و زنش در دست خوارج شهيد شدند امام ٧ پس از اطلاع فرمود: «يرحم الله خبّاب بن الارتّ فلقد اسلم راغبا و هاجر طائعا و قنع بالكفاف و رضى عن اللّه و عاش مجاهدا» حكمت ٤٣ و در «ارتّ» گذشت. ناگفته نماند: خوارج خبّاب و زنش را كه حامله بود شهيد كردند، امام صلوات الله عليه بعلت خون خواهى آنها، خوارج را تعقيب فرموده و اين ماجرى بتار و مار شدن آنها انجاميد.
خبت
اخبات: نرمى و تواضع،
طبرسى آنرا اطمينان گفته است
و آن فقط