مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٠ - مأدبه
قيامت را آخر ناميدهاند كه دنيا اوّل است و آن آخر، امام درباره متقى فرموده است: «اتعب نفسه لاخرته و اراح الناس من نفسه» خ ۱۹۳، ۳۰۶ تانيث آن بعلت وصف بودن به «حيات» است الحياة الدنيا و الحياة الآخرة
اخ:
برادر، رفيق، مصاحب، ريشۀ آن «اخو» با واو است و در اصل كسى را گويند كه با ديگرى در پدر و مادر و يا در يكى از آندو شريك باشد، ناگفته نماند:
استعمال اخ مانند اب و ام و اخت بسيار وسيع است راعب در مفردات گويد:
هر كس با ديگرى در قبيله يا در دين، يا در صنعت، يا در معامله، يا در مودّت و يا در غير اينها شريك باشد به او «اخ» گفته مىشود در نهج البلاغه همۀ اينها در معناى اخ به كار رفته است، امام صلوات الله عليه به مالك اشتر مىنويسد: «و لا تكونن عليهم سبعا ضاريا... فانهم صنفان امّا اخ لك فى الدين او نظير لك فى الخلق» نامۀ ۵۳، ۴۲۷: براى رعيت خود حيوان درنده مباش ... چون آنها دو نوعاند، يا برادر دينى تو هستند و يا مانند تو انسانند.
و آنگاه كه از آينده خبر مىداد مردى از قبيلۀ كلب گفت يا امير المؤمنين شما علم غيب مىدانيد!! امام تبسم فرمود و گفت: «يا اخا كلب ليس هو بعلم غيب و انمّا هو تعلّم من ذى علم» خ ۱۲۸، ۱۸۶: اى برادر قبيله كلب اين اخبار كه از «صاحب الزنج» مىدهم علم غيب نيست بلكه از صاحب علم (رسول خدا ص) گرفتهام.
«عاتب اخاك بالاحسان اليه و اردد شرّه بالانعام عليه» حكمت ۱۵۸
اَدَب
: در مجمع البحرين فرموده: «الادب: حسن الاخلاق»، «ادّبته تأديبا» يعنى محاسن اخلاق را به او ياد دادم، مىشود گفت: آن حالتى است در انسان كه هر كارى را به مقتضاى آن، نيكو انجام مىدهد. امام صلوات الله عليه فرمايد: «لا غنى كالعقل و لا فقر كالجهل و لا ميراث كالادب و لا ظهير كالمشاورة» حكمت ۵۴، ۴۷۸ و در جاى ديگر فرمايد: فإنّ العاقل يتعظ بالاداب و البهائم لا يتعظ الاّ بالضرب» نامۀ ۳۱، ۴۰۴ تأديب به معنى عقوبت براى ادب نيز آمده است.
مأدبه:
طعام ميهمانى اين كلمه با فتح و ضم دال هر دو آمده است در اقرب الموارد گويد: «المأدبة: طعام صنع لدعوة او عرس» اين لفظ فقط دو بار در «نهج» يافته