مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٢٩ - جمّ
بيشتر در «نهج» يافته نيست. درباره روزى يافتن مورچه فرموده: «لا يحرمها الديّان و لو فى الصّفا اليابس و الحجر الجامس» خ ١٨٥، ٢٧٠، خداى ديّان او را محروم نمىكند هر چند در روى سنگ صاف خشك و يا سنگ خاره باشد.
جمع
گرد آوردن. اجتماع. جمع شدن. جماع مصدر است به معنى اسم فاعل نيز آيد، به حارث همدانى نوشته: «و اسكن الامصار العظام فانّها جماع المسلمين» نامه ٦٩، ٤٦٠، در شهرهاى بزرگ ساكن باش كه آنها جامع مسلمين هستند. جماعت: گروه جمع شده. اجماع: اتفاق.
«اجمع القوم على امر: اتّفقوا».
آنحضرت به برادرش عقيل درباره دشمنان خويش مىنويسد: «فانّهم قد اجمعوا على حربى كاجماعهم على حرب رسول اللّه ٦» نامه ٣٦، ٤٠٩.
جمعه
روز آخر هفته، طبرسى در مجمع البيان و زمخشرى در كشاف گفتهاند: روز جمعه را قبلا «عروبه» مىگفتند، به علت اجتماع مردم جمعه ناميدند رجوع شود به قاموس قرآن، امام ٧ به حارث اعور مىنويسد: «و لا تسافر فى يوم جمعة حتى تشهد الصلاة» نامه ٦٩، ٤٦٠، اين لفظ فقط يكبار در «نهج» هست.
جمل
شتر نر. ناقه: شتر ماده. چنانكه ابل مطلق شتر است. به اهل بصره بعد از واقعه جمل مىنويسد: «و لئن الجأتمونى الى المسير اليكم لاوقعنّ بكم وقعة لا يكون يوم الجمل اليها إلّا كلعقة لاعق» نامه ٢٩، ٣٨٩، اگر بار ديگر ناچارم كنيد كه به بصره برگردم، جريانى براى شما پيش مىآورم كه روز جمل در مقابل آن مانند ليسيدن ليسنده باشد.
جمال
زيبائى زياد. چنانكه درباره طاووس خ ١٦٥، ٢٣٧ ده است. اجمال: نيكو كردن. جميل: زيبا و نيكو. تجمّل: زينت كردن. «مجمل» به صيغه فاعل آنكه خوب كار مىكند. و به صيغه مفعول به معنى نامبيّن است. گويند:
«اجمل الشىء: جمعه من غير تفصيل»
درباره قرآن فرموده: «مفسّرا جمله و مبيّنا غوامضه» منظور از بيان كننده و تفسير كننده شايد امام و خليفه رسول اللّه ٦ باشد. «جمله» به معنى اجزاء جمع شده است:
«الجملة: جماعة الشىء».
جمّ
كثير. بسيار.
«جمّ الماء: كثر»
آنحضرت خطاب به كميل فرموده: «... انّ