مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٨٤ - حظّ
«انحطاط» فرو آمدن. محطّ: محل فرو آمدن. در رابطه با اهل بيت : فرموده: «نحن شجرة النبوّة و محطّ الرسالة و مختلف الملائكه و معادن العلم و ينابيع الحكم» خ ١٠٩، ١٦٢، ما خانواده نبوّت و محل فرو آمدن رسالت و محل آمدن و رفت ملائكه و معدنهاى علم و چشمههاى حكم خدائيم.
حطم
شكستن.
«حطمه حطما: كسره»
از اين لفظ ٨ مورد در «نهج» آمده است. در رابطه با آتش جهنم (نعوذ بالله منه) فرموده «اعلمتم انّ مالكا اذا غضب على النار حطم بعضها بعضا لغضبه» خ ١٨٣، ٢٦٧، آيا مىدانيد كه مالك مسئول آتش جهنّم وقتى كه بر آتش خشم مىگيرد در اثر غضب او بعضى از آتش بعضى ديگر را مىشكند.
حطام
آنچه از علفهاى خشك شكسته و ريخته شود (خاشاك). «ايهّا الناس متاع الدنيا حطام موبىء فتجنّبوا مرعاه» حكمت ٣٦٧ مردم متاع دنيا هيزم و بادار و مهلك است از چراگاه آن اجتناب كنيد.
حظر
منع كردن. دو مورد از اين لفظ در «نهج» آمده است «اذا ارذل الله عبدا حظر عليه العلم» حكمت ٢٨٨
حظيره: آغل گوسفند و شتر است، جمع آن حظائر مىباشد، مراد از آن در كلام امام صلوات الله عليه مقامات عالى ملائكه است: «ثم خلق سبحانه لاسكان سمواته... خلقا بديعا من ملائكته و ملاء بهم فروج فجاجها... و بين فجوات تلك الفروج زجل المسجّين منهم فى حظائر القدس و سترات الحجب و سرادقات المجد» خ ٩١، ١٢٨، سپس خداى سبحان براى اسكان اسمانهايش... خلق بىسابقهاى از ملائكهاش آفريد و با آنها پهناهاى راههاى آسمانها را پر كرد و در ميان وسعتهاى آن پهناها، زمزمههاى بلند تسبيح گويان ملائكه محيط را پر كرده كه در حظيرههاى قدس و پردههاى حجابها و سرا پردههاى مجد و عظمت ساكنند.
حظّ
نصيب. از اين لفظ سيزده مورد در «نهج» يافته است در يك ترسيم عجيب فرموده: «زهدك فى راغب فيك نقصان حظّ و رغبتك فى زاهد فيك ذل نفس» حكمت ٤٥١، كنار كشيدن از كسيكه به تو راغب است نقصانى است در نصيب