مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٦٩ - تبر
حرف التاء
تئق
(بر وزن عقل) پر شدن.
«تئق الحوض: امتلأ»
از اين ماده فقط يك مورد در «نهج» ديده مىشود، آنحضرت در وصف اسلام فرمايد: «و هدم اركان الضلالة بركنه و سقى من عطش من حياضه و اتاق الحياض بمواتحه» خ ١٩٨، ٣١٤ «ماتح» كسى است كه از حوض آب بر مىدارد يعنى: خداوند ضلالت را با ركن اسلام منهدم كرد و عطشان را از حوضهاى آن آب داد، و حوضها را براى آب برداران پر كرد.
توأم
آنستكه با ديگرى در يك شكم زاييده شود، اين لفظ دو بار به صورت مفرد و يكبار به صورت تثنيه در «نهج» آمده است: «ايهّا الناس انّ الوفاء توأم الصدق و لا اعلم جنة اوقى منه» خ ٤١، ٨٣، وفا همزاد راستگوئى است، سپرى نگهدارندهتر از راستگوئى سراغ ندارم و نيز فرموده: «الحلم و الاناة توأمان ينتجهما علوّ الهمّة» حكمت ٤٦٠ بردبارى و تأنى دو همزادند و از علوّ همت سرچشمه مىگيرند و در «احمده على نعمه التوأم و الائه العظام» خ ١٩١، ٢٨٣ اشاره به كثرت نعمت است.
تبر
(به كسر اوّل) طلاى غير مسكوك و اگر مسكوك باشد آنرا «عين» گويند.
اين لفظ به اين معنى فقط يكبار در «نهج» آمده است آنجا كه درباره زهد خويش به عثمان بن حنيف مىنويسد: «فو الله ما كنزت من دنياكم تبرا و لا ادخّرت من غنائمها وفرا و لا اعددت لبالى ثوبى طمرا» نامه ٤٥، ٤١٧ به خدا قسم از دنيايتان طلائى ذخيره نكردهام و از غنائم آن مالى نياندوختهام و براى لباس كهنهام عوضى آماده ننمودهام