مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٣٤٥ - خضب
و نيز فرموده: «خيار خصال النساء شرار خصال الرجال: الزهو و الجبن و البخل» حكمت ٢٣٤، بهترين فضيلتهاى زنان بدترين رذيلتهاى مردان است: تكبر و ترسوئى و بخل. زير زن اگر متكبر باشد مردان ديگر را به خود راه نمىدهد، و اگر بخيل باشد مال خود و مال شوهرش را حفظ مىكند و اگر ترسو باشد از هر چيز كه پيش آيد مرعوب مىشود (در نتيجه محفوظ مىماند)
خصم
خصومت: دشمنى. خصم: دشمن. مخاصمه و خصام: منازعه. جمع خصم خصوم و خصام آيد. اين كلمه كه در قرآن مجيد نيز به كار رفته پانزده بار در «نهج» آمده است. امام صلوات الله عليه به حسنين ٨ وصيت فرموده كه: «و كونا للظالم خصما و للمظلوم عونا» نامه ٤٧، ٤٢١ و نيز فرموده: «انّ للخصومة قحما» غريب ٣، ٥١٧. قحمه- به ضمّ اوّل- به معنى امر شاقّ و مهلكه است جمع آن قحم (بر وزن هنر) است يعنى خصومت و دشمنى را مهلكههائى است اين همان معنى است كه مرحوم رضى اختيار كرده است. خصيم: منازعه كننده
«الخصيم: المخاصم»
آنحضرت خطاب به ابى بكر فرموده:
فان كنت بالشورى ملكت امورهم فكيف بهذا و المشيرون غيّب
و ان كنت بالقربى حججت خصيمهم
فغبرك اولى بالنّبى و اقرب
حكمت ١٩٠ چنانكه در حجج گذشت.
خصاء
كشيدن بيضتين. «خصىّ» اخته آنكه بيضتين او كشيده شده، جمع آن در «نهج» خصيان آمده است و آن فقط يكبار در «نهج» يافته است چنانكه فرموده: سيأتى على الناس زمان لا يقرّب فيه الّا الماحل... فعذ ذلك يكون السلطان بمشورة النساء و امارة الصبيان و تدبير الخصيان» حكمت ١٠٢، بر مردم زمانى مىآيد كه در آن فقط سعايتگر مقرّب مىشود... در آن وقت حكومت با مشورت زنان و فرمانروائى كودكان و تدبير اختهها خواهد بود، ظاهرا اشاره به حكومت بنى اميّه است، اين كلمه در قرآن مجيد نيامده است.
خضب
بر وزن عقل: رنگ كردن باحناء:
«خضب شيبته: اذ كان بالحناء»
از