مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٧٧ - روح
الجنين فى بطن امّه ايلج عليه من بعض جوارحها ام الروح اجابته باذن ربّها» خ ١١٢، ١٦٧، آيا او را مىبينى وقتى كه كسى را قبض روح مىكند، بلكه چطور جنين را در شكم مادرش قبض روح مىكند، آيا از بعضى اعضاء مادر وارد بچه مىشود و يا روح را مىخواند و روح با اجازه حق او را اجابت مىكند. اين جمله نيز در خروج روح از بدن صريح است.
درباره حتمى بودن مرگ فرموده است: «و سبحان من... و أى على نفسه الّا يضطرب شبح ممّا اولج فيه الروح الّا و جعل الحمام موعده و الفناء غايته» خ ١٦٥، ٢٣٩، پاك و منزّه است خدائيكه بر خود وعده كرده كه حركت نكند موجودى از آنچه روح را در آن داخل كرده مگر آنكه مرگ را وعده او و فنا را عاقبت او قرار داده است، اين سخن صريح است در اينكه روح يك شىء خارجى است و به بدن داخل مىشود.
درباره آدم ٧ فرموده: خداوند اوّل گل او را سرشت «ثمّ نفخ فيه من روحه فمثلت انسانا» خ ١، ٤٢، آنگاه از روح خود در او دميد به صورت انسان درآمد، اين كلام صريح است در اينكه روح از آثار ماده نيست، بلكه يك شىء خارجى است و از جانب خدا افاضه مىشود.
درباره امامان صلوات الله عليهم فرموده است: «و صحبوا الدنيا بايدان ارواحها معلّقة بالمحلّ الاعلى، اولئك خلفاء الله فى ارضه و الدعاة الى دينه آه آه شوقا الى رؤيتهم» حكمت ١٤٧، اين كلام صريح است در اينكه: ارواح غير از ابدان است.
درباره آدمى بعد از مرگ فرموده: «و صارت الاجساد شحبة بعد بضّتها و العظام نخرة بعد قوّتها و الارواح مرتهنة بثقل اعبائها خ ٨٣، ١١١ «شحب» هلاك شدن يعنى اجساد آنها بعد از طراوت و پر گوشت شدن، هلاك گرديدند و استخوانها بعد از نيرومندى پوسيده شدند، و ارواج در گرو سنگينهاى اعمال قرار گرفتند. معلوم مىشود كه ارواح بعد از خارج شدن از ابدان، مستقّلا زندگى مىكنند و در زير بار سنگين گناهانند.
در مذمت يارانش فرموده: «مالى اراكم اشباحا بلا ارواح و ارواحا بلا اشباح»