مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٩٢ - ثور
است، گمان كردم كه مرا خواهند كشت يا در پيش من بعضى بعضى را خواهد كشت.
ثوب
رجوع شىء به محل خود
راغب در مفردات گويد: ثوب در اصل رجوع شىء است به حالت اوّلى و يا به حالتى كه در نظر گرفته شده بود، لباس را «ثوب» گويند: چون پارچه به حالتى كه در نظر گرفته شده بود برگشته است پاداش را ثواب گويند كه به خود عامل بر مىگردد.
از اين ماده حدود چهل و پنج مورد در «نهج» ديده مىشود كه اكثر آنها به معنى اجر و پاداش است.
درباره طلحه و زبير فرموده: «اللّهم انّهما قطعانى و ظلمانى... و لقد استثبتهما قبل القتال و استأنيت بهما امام الوقاع فغمطا النّعمة و ردّ العافية» خ ١٣٧، ١٩٥، اين لفظ از «ثاب» به معنى رجوع است يعنى قبل از جنگ از آندو طلب رجوع كردم كه برگردند و كار جنگ را به تأخير انداختم، ولى نعمت را انكار كرده و حقير دانستند و عافيت را ردّ نمودند، درباره مؤمن مردن و انتظار جنگ و شهادت را كشيدن فرموده است: «فانّه من مات منكم على فراشه و هو على معرفة حقّ ربه و حق رسوله و اهل بيته مات شهيدا و وقع اجره على الله و استوجب ثواب مانوى من صالح عمله» خ ١٩، ٢٨٣. «مثوبة» نيز به معنى ثواب است
«مثابة» اسم مكان است يعنى محل بازگشت عمر بن الخطاب با حضرت در رفتن به جنگ ايرانيان مشورت كرد، آنجناب صحيح ندانست و او را از اينكار منع كرد و فرمود: فرماندهى مجرّب بفرست: «فان اظهر الله فذاك ما نحّب و ان تكن الاخرى كنت ردءا للنّاس و مثابة للمسلمين» خ ١٣٤، ١٩٣ يعنى اگر خدا پيروز گردانيد آن، همانستكه دوست داريم و اگر نه براى مردم پناهگاه و براى مسلمانان محلّ بازگشت مىشوى (به طرف تو بر مىگردند باز به جنگ آمادهشان مىكنى). «ثوب»: لباس. در تعريف رسول خدا ٦ فرموده: «و لقد كان ٦ ياكل على الارض و يجلس جلسة العبد و يخصف بيده نعله و يرقع بيده ثوبه...» خ ١٦٠، ٢٢٨
ثور
زير و رو شدن. پراكنده شدن به معنى قيام، بر انگيخته شدن و شورش نيز آيد.
«ثار ثورا: هاج الغبار: سطع، ثار فلان اليه: وثب»
از اين ماده، چهارده مورد در