مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٨٣ - ثرم
ثخن
(بر وزن عنب) غليظ شدن. محكم شدن.
راغب در مفردات گويد: «ثخن الشى» آنگاه گويند كه چيزى غليظ شود و از جريان بازماند
(مانند غليظ شدن شيره) و به آنكه زخم بزنند و از رفتن بازماند به طور استعاره گويند: «ثخنه ضربا» اين لفظ فقط يكدفعه در «نهج» آمده است، آنجا كه در رابطه با تحذير از شيطان فرموده: «و دلف بجنوده نحوكم فاقحموكم و لجات الذّل و احلّوكم و رطات القتل و اوطؤوكم اثخان الجراحة» خ ١٩٢، ٢٨٨، يعنى لشكريانش را به طرف شما پيش آورده و آنها شما را به غارهاى ذلت داخل كرده و به ورطههاى قتل وارد نموده و شما را زير غلظت زخمدارى بردهاند.
ثدى
(بر وزن عقل و شرف) پستان. اين لفظ دو دفعه در «نهج» به كار رفته است چنانكه درباره خويش فرموده: «و الله لابن ابى طالب آنس بالموت من الطفل بثدى امه» خ ٥، ٥٢ و نيز در خطبه ١٦٣، ٢٣٣.
ثرب
ملامت. عتاب. «تثريب»: ملامت كردن و آن فقط يكدفعه در «نهج» آمده است امام صلوات الله عليه آنگاه كه عمر بن ابى سلمه مخزومى را از بحرين به كوفه خواند، بوى چنين نوشت: «فانى قد وليت نعمان بن عجلان الزّرقى على البحرين و نزعت يدك بلاذم لك و لا تثريب عليك فلقد احسنت الولاية و اديت الامانه» نامه ٤٢، ٤١٤.
ثرم
(بر وزن عقل) شكستن دندانهاى ثنايا. «اثرم»: كسيكه دندانهاى ثنايايش شكسته است، اين لفظ فقط يكبار در «نهج» آمده است، مردى از خوارج به نام برج بن مسهر در محلى كه امام ٧ مىشنيد، گفت: «لا حكم الا للّه» حضرت فرمود: «اسكت قبحك الله يا اثرم فو الله لقد ظهر الحق فكنت فيه ضئيلا شخصك، خفيّا صوتك حتى اذا نعر الباطل نجمت نجوم قرن الماعز» خ ١٨٤، ٢٦٨ ساكت باش اى دندان شكسته، خدا خيرت ندهد، به خدا قسم آنگاه كه حق پيروز شد وجودت لاغر (كنايه از ضعف) بود، صدايت آهسته بود (در نصرت حق صدايى از تو شنيده نمىشد) و چون باطل فرياد كشيد مانند شاخ بز روئيدى و آشكار شدى، سخن و تشبيهات حضرت در تحقير و نشان دادن موضع پست اوست.