مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢١٦ - جزاء
از اين ماده در «نهج» آمده است در رابطه با كشته شدن عثمان فرموده: اگر امر به كشتن از مىكردم قاتل مىشدم و اگر نهى مىكردم از ياران او مىگشتم... من خلاصه مطلب را درباره او مىگويم: كار را بر خود مخصوص كرد و بد مخصوص كرد و شما در كشتن او بيتابى كرديد، و بد بىتابى كرديد: «استأثر فاساء الاثرة و جزعتم فاسأتم الجزع» خ ٣٠، ٧٣، به وقت دفن رسول خدا ٦ فرمود: «انّ الصبر لجميل الّا عنك و انّ الجزع لقبيح الّا عليك» حكمت ٢٩٢
جزل
جزالت به معنى عظيم و بزرگ است:
«جزل الحطب جزالة: عظم و غلظ»
اجزال به معنى توسعه و زياد كردن آيد،
«اجزل له فى العطاء: اوسعه»
از اين ماده چهار مورد در «نهج» ديده مىشود، چنانكه فرموده: «اللهم... و عطاياك الجزيلة» خ ١١٥، ١٧٢ جزيله به معنى واسعه است.
درباره آزمايش و امتحان فرموده: «كلّما كانت البلوى و الاختيار اعظم كانت المثوبة و الجزاء اجزل» خ ١٩٢، ٢٩٢ كه اجزل به معنى اوسع است.
جزم
به معنى قطع است، جزم حرف نيز از آن مىباشد، كار حتمى و جدّى را از آنجهت جزم نامند، آنحضرت به جرير بن عبد الله كه به نمايندگى به شام رفته بود، نوشت: «فاذا اتاك كتابى فأحمل معاوية على الفصل و خذه بالامر الجزم ثمّ خيرّه بين حرب مجلية او سلم مخزية» نامه ٨، ٣٦٨، اين لفظ يكبار بيشتر در «نهج» يافته نيست.
جزاء
مكافات، مقابله (پاداش- كيفر)
در قاموس آمده: چون ما بعدش (باء- على) آيد به معنى مكافات و مجازات باشد و چون «عن» باشد، به معنى قضا و اداء است «جزى عنه: قضى» و بدون آنها به معنى كفايت باشد: «جزى الشّىء: كفى»
آنگاه كه بعد از فتح بصره بر مردم سخن راند فرمود: و جزاكم الله من اهل مصر عن اهل بيت نبيّكم احسن ما يجزى العاملين بطاعته» نامه ٢، ٣٦٤. در يك عبارت عجيبى راجع به عدل خدا فرموده: (اذا رَجَفَتِ الراجفة...) فلم يجز فى عدله و قسطه يومئذ خرق بصر فى الهواء و لا همس قدم فى الارض الّا بحقّه» خ ٢٢٣، ٣٤٥، چون قيامت آيد، جزا داده نمىشود در عدل خدا، باز شدن چشمى در هوا (نگاه به بالا) و نه صداى آهسته قومى در زمين مگر از روى حق. صلوات و