مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٠٢ - زنا
در حكمت ١٥٣ فرموده: «لا يعدم الصبور الظفر و ان طال به الزمان» آدم با استقامت پيروزى را از دست نمىدهد هر چند زمانش طولانى باشد، «ازمان» و «ازمنة» جمع زمان است.
زمن
و زمين: آدم زمينگير و معيوب، جمع آن «زمنى» آيد كه فقط يكبار در «نهج» آمده است به مالك اشتر مىنويسد: «ثمّ الله الله فى الطبقة السفلى من الذين لا حيلة لهم من المساكين و المحتاجين و اهل البؤسى و الزمنى» نامه ٥٣، ٤٣٨، خدا را خدا را در طبقه پائينتر از آنانكه چارهاى ندارند، از مساكين و محتاجان و اهل شدت فقر و زمينگيران.
زند
(بر وزن عقل) چخماق. آهنى كه بر سنگ زنند و از آن آتش بجهد. چوب بالائى كه بر چوب پائينى بسايند تا آتش بگيرد، جمع آن زناد بر وزن رجال است و آن سه بار در «نهج» آمده است، آنگاه كه ياران آنحضرت از دومة الجندل برگشتند و حيله عمرو بن عاص آشكار شد، و گفته حضرت به وقوع پيوست كه در صفين فرمود: معاويه و عمرو بن عاص اهل قرآن نيستند و قصد حيله دارند، چنين فرمود: «و قد كنت امرتكم فى هذه الحكومة امرى... فابيتم علّى... حتى ارتاب الناصح بنصحه و ضنّ الزند بقدحه» خ ٣٥، ٨٠، من امر خود را درباره اين داورى بيان كردم شما امتناع كرديد تا جائيكه نصيحت كننده در نصيحت خويش شك كرد و چخماق به آتش افروزيش بخل ورزيد. يعنى تا جائيكه من در رأى خويش به شكّ افتادم «ضنّ الزند بقدحه» كنايه از آنستكه ديگر آنرا رأى صالح حساب نكرد.
درباره رسول خدا ٦ فرمود: «فهو امام من اتّقى... و شهاب سطع نوره زند برق لمعه» خ ٩٤، ١٣٩ در وصف اهل جاهليت فرموده است: «لم يستضيئوا باضواء الحكمة و لم يقدحوا بزناد العلوم الثاقبة» خ ١٠٨، ١٥٦ كسب نور نكردهاند از نورهاى حكمت و آتش نيافروختهاند. با چخماقهاى علوم نافذ.
زنا
آميزش با زنى بدون عقد (بطور نامشروع) مصدر آن زنى و زناء با مدّ و قصر هر دو آمده است و آن چهار بار در «نهج» ديده مىشود در حكمت ٣٠٥ فرموده: «مازنى غيور قط» آدم غيور اصلا زنا نمىكند، به خوارج كه مرتكب كبيره را كافر