مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٥٦ - ابن
هر كه در عمل تقصير كند، به غم مبتلا (كه امتحان است) شود، خدا حاجتى ندارد به انكه خدا را در مال و نفس او نصيبى نيست، نه مالى در راه خدا انفاق مىكند و نه خود را در راه خدا به رحمت مىاندازد.
مبالاة
اهتمام.
«بالاه مبالاة: اهتم به»
به آنحضرت خبر دادند كه فرماندارش ابو موسى اشعرى مردم كوفه را از رفتن به بصره باز ميدارد امام ٧ در ضمن نامهاى به او نوشت: «فان كرهت فتنّح الى غير رحب... لتكفينّ و انت نائم حتى لا يقال اين فلان و الله انّه لحقّ مع محقّ و ما ابالى ما صنع الملحدون و السّلام» نامه ٦٣، ٤٥٣. حتما در جنگ كفايت شده مىشوى (بدون تو جنگ را تمام كرده و پيروز مىشويم) در حاليكه تو در خواب باشى و تا اينكه گفته نمىشود پس ابو موسى كجاست به خدا جنگ در ركاب من كار حقّى است با امام حقّى، اعتنائى ندارم به آنچه ملحدان كردهاند. گرفتارى را «بلاء» گويند كه يك امتحان است چنانكه فرموده است: «و كل نعيم دون الجنّة فهو محقور و كل بلاء دون النار عافية» حكمت ٢٨٧ بلوى به معنى امتحان و مصيبت هر دو آيد جمع آن بلاياست همچنين است «بلية»
بنان
بنانه: طرف يا سر انگشت جمع آن «بنان» است اين لفظ فقط يكبار در كلام آنحضرت به كار رفته است، در خطبه قاصعه در تحذير از شيطان و اعوان او فرمايد: «و اجلب بخيله عليكم و قصد برجله سبيلكم يقتنصونكم بكلّ مكان و يضربون منكم كلّ بنان لا تمتنعون بحيلة...» ١٩٢، ٢٨٨، شيطان سواران خويش را به طرف شما رانده و با پيادگانش راه شما را قصد كرده، شما را در هر مكان شكار مىكنند و اطراف شما را مىزنند، ظاهرا منظور اغفال و ساقط كردن توسط گناهان است
ابن
پسر. اصل آن «بنو» است، با عنايت نيز به كار رود، مثلا به مسافر گويند: بن السبيل، ابن العلم، ابن الليل، ابن البطن نيز گفتهاند: اين لفظ به حدّ وفور در «نهج» يافته است «ما زال الزبير رجلا منّا اهل البيت حتّى نشأ ابنه المشئوم عبد الله» حكمت ٤٥٣.
بنىّ مصغّر ابن و مضاف به ياء متكلّم است و از آن مهربانى و دلسوزى اراده