مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٦٥ - حرفه
يجمعها سوء الظنّ بالله» نامه ٥٣، ٤٣٠. و نيز فرموده: «و الحرص و الكبر و الحسد دواع الى التقّحم فى الذنوب» حكمت ٣٧١، حرص و كبر و حسد وادار كنندهاند به وارد شدن در گناهان. در خطبه ١٧٢، ٢٤٦ فرموده: «و قد قال قائل انّك على هذا الأمر يابن ابى طالب لحريص، فقلت: بل انتم و الله احرص و ابعد و انا اخصّ و اقرب و انمّا طلبت حقالى».
حرض
بر وزن شرف: بىفايده. فاسد، مشرف به هلاك. از اين ماده دو مورد در «نهج» آمده است.
تحريض
تحريك و تشويق را گويند:
«حرضّه عليه: حثّه»
در نامه ٦٢، ٤٥٢ فرموده: «فلو لا ذلك ما اكثرت تأليبكم و تأنيبكم و جمعكم و تحريضكم» اگر خوف آن نبود كه بنى ابى سفيان والى امر گردند، من اينگونه شما را زياد تشويق و ملامت و جمع و تحريك نمىكردم. و به مالك اشتر مىنويسد: «فانّ كثرة الذكر لحسن افعالهم تهّز الشجاع و تحّرض الناكل ان شاء الله» نامه ٥٣ بسيار ياد آورى كار خوب ايشان، آدم شجاع را بر مىانگيزاند و كنار رونده را تشويق مىكند.
حرف
طرف. حرف هر چيز طرف آن است، منحرف آنستكه به يك طرف ميل كند، حرف را از آن حرف گفتهاند كه در طرف فعل و اسم است.
از اين ماده پنج مورد در «نهج» ديده مىشود، راجع به اهل باطل فرموده: «ليس فيهم سلعة ابور من الكتاب اذا تلى حقّ تلاوته و لا سعلة انفق بيعا و لا اغلى ثمنا من الكتاب اذا حرّف عن مواضعه» خ ١٧، ٦٠ در ميان آنها متاعى هلاك شدهتر از قرآن نيست وقتى كه سزاوار خوانده شود و متاعى رواجتر و پر قيمتتر از قرآن نيست وقتى كه از مواضع و معانى خودش منحرف شود. به همين معنى است كلمه: «او تحريف فى نطق» در خ ١٥٣، ٢١٦، و جمله «قرمط بين الحروف» حكمت ٣١٥ كه در «جلف» گذشت.
حرفه
صنعت و آن فقط يكدفعه در «نهج» آمده است به حضرت مجتبى ٧ مىنويسد: «و الحرفة مع العفّة خير من الغنى مع الفجور» نامه ٣١، ٤٠٢