مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٤٧ - حبل
ديگران خارج و آشكار كردند، به عايشه «حبيس» گفتن اشاره به آيه «وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ» است.
احتباس
قبول حبس است درباره بصره فرموده: «المحتبس فيها بذنبه و الخارج بعفو اللّه» ج ١٣، ٥٦ قبول حبس كننده (ماندگار) در آن گرفتار گناه خويش و خارج شونده مورد عفو خدا قرار گرفته است
حبط
بطلان. (پوچ شدن).
«حبط العمل حبطا، بطل»
و نيز:
«حبط العمل حبطا: فسد و هدر»
از اين ماده فقط دو مورد در «نهج» يافته است در حكمت ١٤٤ فرموده: «ينزل الصبر على قدر المصيبة و من ضرب يده على فخذه عند مصيبته حبط عمله» صبر به قدر بلا نازل مىشود، هر كس در وقت بلا بر زانويش بكوبد، عملش باطل مىشود ز ثواب بلا محروم مىگردد).
و نيز درباره شيطان فرموده: «فاعتبروا بما كان من فعل الله بابليس اذا حبط عمله الطويل و جهده الجهيد... عن كبر ساعة واحدة» خ ١٩٢، ٢٨٧ (القاصعة) از كلام حضرت معلوم مىشود كه دست زدن به زانو در وقت مصيبت و تكبّر از فرمان حق از عوامل حيط مىباشد.
حبل
ريسمان. و بر وزن شرف، حامله شدن را گويند،
«حبلت المرأد حبلا: حملت»
احتبال: افتادن به دام. گويند
«احتبل الصّيد: وقع فى الحبالة»
حباله (بكسر اوّل): ريسمان صيد (تله، كمند، دام) جمع آن حبائل است، حبال جمع حبل آيد، به «رگ» نيز حبل گويند از اين ماده بيست و هشت مورد در «نهج» آمده است، آنحضرت به خوارج فرمودند: «فانى نذيركم ان تصبحوا صرعى باثناء هذا النهر... قد طوّحت بكم الدّار و احتبلكم المقدار» خ ٣٦، ٨٠ من شما را مىترسانم از اينكه در اثناء اين نهر نعشتان به زمين افتد... دنيا بضلالتتان انداخته، قضا و قدر به دامتان بكشد درباره قرآن فرموده: «فانه حبل الله المتين و سببه الامين و فيه ربيع القلب و ينابيع العلم» خ ١٧٦، ٢٥٤، علت استعمال حبل در قرآن آنستكه: اين كتاب انسان را به خدا مربوط مىكند و در حقيقت ريسمانى است ما بين خدا و خلق.