مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٥٢ - رطب
منظور از «جلدّ فى الاسلام» ظاهرا وليد بن عقبة بن معيط است كه حاكم كوفه از طرف عثمان بود، مست به نماز آمد، نماز صبح را چهار ركعت خواند و گفت: اگر كم شد زياد بخوانم و على ٧ او را در مدينه پيش چشم عثمان حدّ شرب خمر زد و منظور از «رضخت له...» بقول ابن ابى الحديد معاويه است كه او از مؤلفّة قلوبهم است براى رغبت به اسلام شترها و گوسفند تا از طرف رسول الله ص به او داده شد.
رضع
رضع و رضاع و رضاعة: شير خوردن، پنج مورد از اين كلمه در «نهج» آمده است در رابطه با ناكثين طلحه و زبير و امثالهم فرموده: «و انّهم يطلبون حقّاهم تركوه و دما هم سفكوه... يرتضعون امّا قد فطمت و يحيون بدعة قد اميتت» خ ٢٢، ٦٣، آنها حقى را مىطلبند كه خود آنرا ترك كردهاند، خونى را مىخواهند كه خود آنرا ريختهاند. مىخواهند شير بخورند از مادريكه طفل را از شير بريده است، زنده مىكنند بدعتى را كه ميرانده شده است. منظور از «يرتضعون...» طلبيدن چيزى است بعد از گذشتن وقتش.
رضا
رضا، رضوان، مرضاة: خوشنودى. «ارضاء»: خوشنود كردن «رضىّ»: خوشنود شده. همانطور است «مرضّى» از اين مادّه موارد زيادى در «نهج» آمده است امام ٧ فرمايد: «طوبى لمن ذكر المعاد و عمل للحساب و قنع بالكفاف و رضى عن الله» حكمت ٤٤.
و نيز فرموده: اللهم انّى اعوذبك من ان... ابدى للناس حسن ظاهرى و افضى اليك بسوء عملى تقربا الى عبادك و تباعدا من مرضاتك» حكمت ٢٧٦ «مرضاة» چنانكه گفته شد مفرد است يعنى خدايا من بر تو پناه مىبرم از اينكه به مردم خوبى ظاهر خود را آشكار كنم و عمل را به سوى تو روان نمايم براى تقرّب به بندگان تو و دورى جستن از خوشنودى تو. و باز فرمايد: «الراضى بفعل قوم كالداخل فيه معهم و على كلّ داخل فى باطل اثمان: اثم العمل و اثم الرضى به» حكمت ١٥٤
رطب
(بر وزن عقل) تر بودن و «تر» مصدر و اسم هر دو آمده است خرماى