مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢١٧ - جسر
سلام خدا بر تو باد اى زبان گوياى حقّ به برادرش عقيل در شكايت از قريش مىنويسد: «فانّهم قد أجمعوا على حربى كاجماعهم على حرب رسول الله ٦ قبلى فجزت قريشا عنّى الجوازى فقد قطعوا رحمى» نامه ٣٦، ٤٠٩ «جوازى» جزاء دهندگان.
جزيه
مالياتى است كه از اهل كتاب (كفار ذمّى) گرفته مىشود و احكام بخصوصى دارد. اين لفظ فقط يكدفعه در «نهج» به كار رفته است، به مالك اشتر مىنويسد: «و اعلم انّ الرعيّة طبقات... و منها اهل الجزية و الخراج من اهل الذمة و مسلمة الناس» نامه ٥٣، ٤٣١.
جزء
بعض
«جزء الشىء: بعضه»
و آن سه بار در «نهج» آمده است در خطبه همّام در اوصاف متقين فرموده: «امّا الليل فصافّون اقدامهم تالين لاجزاء القرآن يرتلونها ترتيلا» خ ١٩٣، ٣٠٤
جسد
جوهرى آنرا بدن، قاموس، جسم انسان و جسم جن و ملائكه و مجمع البيان جسم حيوان مثل بدن گفته است.
آن در «نهج» در بدن انسان اعم از باروح و بىروح به كار رفته و به صورت مفرد و جمع و مصدر آمده است. آنحضرت فرمايد: «صحة الجسد من قلّة الحسد» حكمت ٢٥٦. و نيز فرمايد: «... فان الصبر من الايمان كالرأس من الجسد و لا خير فى جسد لا رأس معه و لا فى ايمان لا صبر معه» حكمت ٨٢ و در رابطه با اوصاف حق تعالى فرموده: «ليس بذى كبر امتدّت به النهايات فكبّرته تجسيما و لا بذى عظم تناهت به الغايات فعظّمته تجسيدا» خ ١٨٥، ٢٦٩، خدا آن بزرگ مادّى نيست كه ابعاد و نهايتها او را امتداد داده و از لحاظ جسم بزرگ كرده باشد و نه آن عظيم مادى است كه غايتها او را از لحاظ جسد عظيم نموده باشد، يعنى او كبير و عظيم معنوى و غير مادّى است.
و درباره مردگان فرموده: «اصبحت اصواتهم هامدة و رياحهم راكدة و اجسادهم بالية و ديارهم خالية» خ ٢٢٦، ٣٤٨.
جسر
پل. آن فقط يكبار در «نهج» يافته است. آنحضرت به كميل بن زياد عامل «هيت» كه جلو غارتگران را نمىگرفت نوشت: «... فقد صرت جسرا لمن