مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٦٠ - رقب
گذاشتن صورت در روى مرفق، درباره ندامت انسانها فرموده: «و عاضّ على يديه و صافق بكفيّه و مرتفق بخدّيه» خ ١٩١، ٢٨٥ و گيرنده دستش بدندان، و زننده دو دست بهمديگر و گذارنده صورتش بر مرفقها و مرفقها بر زانوها. و آن كسى است كه بر مقعد خود نشسته و زانوها را بلند كرده است. «مرفق- به كسر اول و سكون دوم و فتح سوم- هم به معنى رفق آمده و هم به معنى آرنج (مجمع استخوان ساعد و بازو) جمع هر دو مرافق آمده است، «اسباب المرافق» در خ ٩١ به معنى اسباب مداراست.
رفه
رفه و رفوه: آسانى زندگى و فراخى آن، «رفاه» نيز به آن معنى است سه مورد از اين لفظ در «نهج» آمده است، آنگاه كه معقل بن قيس رياحى را با سه هزار نفر به شام مىفرستاد بوى چنين نوشت «... و غوّر بالناس و رفّه فى السير و لا تسر اوّل الليل فان الله جعله سكنا» نامه ١٢، ٣٧٢ در وقت غائره و وسط روز (شدت گرما) مردم را فرود آور و استراحت ده، و در رفتن آسان بگير. و در اوّل شب راه مرو كه خدا آنرا آرامش قرار داده است گويند:
«رفّه عنه: خفّف»
درباره شتران صدقه فرموده: «و ليرفّه على اللاغب» نامه ٢٥، ٣٨١، سهل گيرد بر حيوان خسته شده. به معاويه مىنويسد: «و قد انقطعت الهجرة يوم اسر اخوك فان كان فيه عجل فاسترفه» نامه ٦٤، ٤٥٤، آنگاه كه برادرت عمرو بن ابى سفيان در «بدر» اسير شد هجرت قطع گرديد (تو از مهاجران نيستى) اگر در آمدن به جنگ من عجله دارى خودت را راحت كن عجله مكن كه ضرر تو در آن است گويند:
«استرفه عندنا: استراح»
رقب
رقبه و رقب: انتظار. حفظ:
«رقبه رقبة و رقوبا: انتظره و رقب الشىء: حرسه»
ارتقاب: انتظار از اين ماده شش مورد در «نهج» آمده است در حكمت ٣١ فرموده: «من ارتقب الموت سارع الى الخيرات» هر كه منتظر مگر باشد به خيرات سرعت مىكند. مراقبت خدا خوف از خداست
«راقب الله: خافه»
در مقام موعظه فرمود: «راقب ريّه و خاف ذنبه. قدّم خالصا و عمل صالحا» ٧٦، ١٠٣ «رقيب» مراقب و نگهبان «فاجعلوا لكم رقباء» نامه ١١ يعنى براى تان نگهبانان بگماريد.