مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٦٠ - اللّه جلّ جلاله
من و خز الشفّار» خ ۲۱۷، ۳۳۶ از خوردن خشم بر تلختر از زيتون تلخ و دردآورتر از تيزى چاقوها صبر كردم [آن در ابن ميثم و عبده «حزّ» آمده است.]
الاه:
معبود. مصدر آن به معنى عبادت و تحيّر آيد. اله مثل فعال به معنى مفعول مألوه و معبود است، در اقرب الموارد گوديد: «اله الاهة: عبد عبادة - اله الها:
تحيّر»على هذا اگر ان به معنى تحير باشد، خدا را از آن جهت اله گوئيم كه عقول در درك ذات او متحيّر است و اگر به معنى عبادت بگيريم از آن سبب اله گوئيم كه او معبود است، راغب در مفردات گويد: حق آن بود كه اين كلمه جمع بسته نشود چون سواى خدا معبودى نيست ليكن عرب به اعتقاد خود كه معبودهائى هست آنرا جمع بسته و گفتهاند: آلهه، آن در «نهج» مفرد و جمع هر دو آمده است.
آنحضرت در حقانيت خويش فرمايد: «فوالذى لا اله الاّ هو انّى لعلى جاّدة الحّق و انّهم لعلى مزلّة الباطل» خ ۱۹۷، ۳۱۲ به خدائيكه جز او معبود نيست من در راه حقّم و آنها در پرتگاه باطل.
اللّه:
جلّ جلاله، علم (اسم) خداوند تبارك و تعالى است. بعضى گويند: اصل آن الاه است و لام بر آن اضافه شده، همزهاش براى تخفيف حذف گرديده و لام در لام ادغام شده است ولى صاحب قاموس گويد: اصحّ آنستكه علم غير مشتق است، فيومى در «مصباح» گفته: گويند آن علم غير مشتق است كه الف و لام لازم آنست ولى سيبويه گفته: مشتق است و اصل آن «الاه» مىباشد.
لفظ مبارك اللّه بنابر نقل الكاشف هزار و دويست و نود و سه (۱۲۹۳) بار و بنا به نقل المعجم هزار و سيصد و چهل دو «۱۳۴۲» بار در «نهج» آمده است و نيز كلمۀ «اللهم» بيست و دو بار و «اله» هفده بار و «الها» دو بار و «الهك» سه بار و «الهه» يكبار و «الهم» يكبار در «نهج» موجود مىباشد.
اللّه جلّ جلاله
توحيد و معرفت خدا و صفات و ذات با عظمتش به طور گسترده در