مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٥٦ - رغب
آن حضرت به معاويه مىنويسد: «و رعيت غير سائمتك و طلبت امرا لست من اهله» نامه ٦٤، ٤٥٥ رعى متعدى نيز آمده است يعنى چرانيدى غير چهارپايان خويش را و طلبيدى حكومتى را كه اهل آن نيستى. در مقام دقت و تأمّل فرموده: «اعقلوا الخبر عقل رعاية لا عقل رواية فان رواة العلم كثير و رعاته قليل» حكمت ٨٩ خبر را چون شنيديد تعقل كنيد تعقّل رعايت و مراقبت و فهم نه تعقل الفاظ و نقل بديگران چون... راعى: والى و حاكم كه مراعات و مراقبت كننده قوم است جمع آن رعاة آيد، على ذا «رعيّت» به معنى اشخاص مراعات و مراقبت شده است در مقام ناليدن از مردم فرموده: «و لقد اصبحت الامم تخاف ظلم رعاتها و اصبحت اخاف ظلم رعيّتى» خ ٩٧، ١٤١، امّتها از ظلم حكومتهاى خود مىترسند ولى من از ظلم رعيت خود مىترسم، اين سخن در حكمت ٢٦١ نيز آمده است. استرعاء براى طلب است. مرعى: چراگاه. مراعاة: مراقبت. درباره دنيا فرموده: «ايها الناس متاع الدنيا حطام موبى فتجنبّوا مرعاه» حكمت ٣٦٧، مردم متاع دنيا، خاشاك آميخته به «وبا» است از چراگاه آن اجتناب كنيد.
رغب
رغبت در اصل به معنى وسعت است گويند:
«رغب الشىء: اتّسع»
و چون با «فى» و «الى» آيد به معنى دوست داشتن، مايل بودن و حريص بودن باشد.
و چون با «عن» آيد معنى اعراض، كنارهگيرى و بىاعتنائى مىدهد. «رغب» بر وزن عقل و شرف در نقل جوهرى هر دو بيك معنى ولى در
قاموس و اقرب الموارد «رغب» بر وزن شرف به معنى ابتهال آمده است
از اين ماده موارد زيادى در «نهج» ديده مىشود.
امام صلوات الله عليه در مقام موعظه فرموده: «يا اسرى الرغبة اقصروا فانّ المعرّج على الدنيا لا يروعه منها الّا صريف انياب الحدثان» حكمت ٣٥٩ اى اسيران طمع و حرص، كم كنيد زيرا مايل به دنيا را نمىترساند مگر صداى دندانهاى حوادث ناگوار. و نيز فرموده: «انّ قوما عبدوا الله رغبة فتلك عباده التجار و ان قوما عبدوا الله