مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٦٢ - بات
«فاتّقوا سكرات النعمة و احذروا بوائق النقمة» خ ١٥١، ٢١٠ از غفلتها و مستىهاى نعمت بپرهيزيد و از نقمتهائى كه فاجعهاند بر حذر باشيد و نيز در نامه ٥٣ «فانّهم سلم لا تخاف بائقته».
بال
حال. خاطر. قلب، از اين كلمه به همين معانى ده مورد در «نهج» ديده ميشود، به هنگام غسل دادن به رسول الله ٦ فرمود: «بابى انت و امّى اذكرنا عند ربك و اجعلنا من بالك» خ ٢٣٥، ٣٥٥، پدر و مادرم فداى تو، ما را در نزد خدايت يادآور و از آنچه در خاطرت هست قرار بده و در رابطه با رفتن فرصت فرموده: «هيهات هيهات قد فات ما فات و ذهب ما ذهب و مضت الدنيا لحال بالها» خ ١٩١، ٢٨٥، ضمير «بالها» راجع به دنياست يعنى: دنيا به حال خاطر خود گردش كرد نه به ميل آنها. و آنگاه كه مالك اشتر را به مصر نامزد فرمود به اهل مصر چنين نوشت: «فلمّا مضى ٧ تنازع المسلمون الامر من بعده فو الله ما كان يلقى فى روعى و لا يخطر ببالى انّ العرب تزعج هذا الامر من بعده ٦ عن اهل بيته و لا انّهم منّحوه عنّى من بعده» نامه ٦٢، ٤٥١ از اين كلام معلوم مىشود كه امام فكرت كرده حتما بيعت غدير را محترم خواهند شمرد و بعد از رسول الله ص خلافت با آنحضرت خواهد بود.
بات
بيتوته آنستكه شب انسان را درك كند، بخوابد يا نخوابد
در اقرب الموارد آمده: «بات يبيت بيتوتة»... ادركه اللّيل نام او لم نيم»
از اين لفظ هفت مورد در «نهج» ديده ميشود درباره اصحاب رسول الله ص فرموده: «لقد رأيت اصحاب محمد صلّى الله عليه و آله... كانوا يصبحون شعثا غبرا و قد باتوا سجّدا و قياما» خ ٩٧، ١٤٣، ياران محمد ص را ديدم مو ژوليده و غبار آلود صبح مىكردند و شب آنها را در يافته بود در حال سجده و قيام، «سجّد» جمع ساجد و «قيام» جمع قائم است. و درباره خود فرموده: «و الله لان ابيت على حسك السعدان مسهّدا او اجّر فى الاغلال مصّفدا احبّ الّى من ان القى الله و رسوله يوم القيامة ظالما لبعض العباد» خ ٢٢٤، ٣٤٦ «ابيت» يعنى شب مرا دريابد منظور از «بيات نقمته» در خ ٢٢٣، ٣٤٤