مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٨١ - ثبت
حرف الثاء
ثأر
خونخواهى:
«ثار القتيل: طلب بدمه»
اين ماده با همزه است و جمعا چهار بار در «نهج» ديده مىشود «ثائر» به معنى خونخواه و انتقام گيرنده مىباشد، آنحضرت در تهديد بنى اميه فرموده: «الا و ان لكل دم ثائرا و لكل حق طالبا و ان الثائر فى دمائنا كالحاكم فى حق نفسه و هو الله الذى لا يعجزه من طلب و لا يفوته من هرب» خ ١٠٥، ١٥١، بدانيد هر خونى را خونخواهى هست و هر حقى را طالبى، خونخواه و انتقام گيرنده ما، مانند كسى است كه در حق خود حكم مىكند (و مانعى در حكم وى وجود ندارد) و آن خداست، خدائيكه طالبى او را عاجز نتواند كرد و فرار كنندهاى از چنگ او بدر نخواهد رفت. ابن ابى الحديد در شرح اين كلام گويد: گويا اشاره است به قتل حسين ٧ و اهل بيتش و گويى آنحضرت آن واقعه را آشكارا مىديده و روى آن سخن فرموده است. و در ذم اصحاب خويش فرموده: «فما يدرك بكم ثار و لا يبلغ بكم مرام» خ ٣٩، ٨٢، منظور خونخواهى و انتقام است و به معاويه مىنويسد: «و زعمت انك جئت ثائرا بدم عثمان و لقد علمت حيث وقع دم عثمان فاطلبه من هناك ان كنت طالبا» نامه ١٠، ٣٧٠.
ثبت
ثبوت: استقرار و دوام. نظير: ﴿(فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها)﴾ نحل: ٩٤، آنحضرت درباره خودش فرموده: «و انما هى نفسى اروضها بالتقوى لتاتى آمنه يوم الخوف الاكبر و