مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٥٣٩ - سقط
كعبد المطلب و لا ابو سفيان كابى طالب و لا المهاجر كالطليق» نامه ٧، ٣٧٥ در نامه ٧٥ و ٣٩ نيز آمده است.
سقب
(بر وزن عقل) شتر كوچك و گويند نام شتر است در اولين ساعت ولادت:
«السقب: ولد الناقة و قيل ساعة يولد»
آن فقط يكبار در «نهج» آمده است شخصى در نزد آن حضرت سخنى گفت كه آن سخن نسبت به او بزرگ بود به عبارت ديگر سخن بزرگان بود كه از آدم كوچكى صادر مىشد، حضرت فرمود: «لقد طرت شكيرا و هدرت سقبا» حكمت ٤٠٢ شكير اولين بال پرنده است كه مىرويد قبل از قوى شدن از طرف ديگر بچّه شتر قبل از فحل شدن صدا نمىكند يعنى تو در جوجه بودن پرواز كردى و در بچّگى آواز در آوردى. آرى اين گونه سخن گفتن فقط لايق حضرت ولى ذو الجلال ٧ است.
سقر
از نامهاى جهنم است كه فقط يكبار در «نهج» آمده آنهم به وقت نقل كلام خدا، درباره نماز فرموده: «الا تسمعون الى جواب اهل النار حين سئلوا ما سلككم فى سقر قالوا لم نك من المصّلين» خ ١٩٩، ٣١٦
سقط
سقوط: افتادن. سقطة (بر وزن كثرت): لغزش و افتادن شديد «مسقط»: محل سقوط، نوزده مورد از اين ماده در «نهج» آمده است.
درباره كسيكه: احتمال مىداد رفتن به صفّين از روى جبر و قضاء و قدر حتمى بوده فرمود: «و لو كان ذلك كذلك لبطل الثواب و العقاب و سقط الوعد و الوعيد» حكمت ٧٨ اگر رفتن با قضا و قدر حتمى بوده باشد، ثواب و عقاب باطل گشته و وعده خوب و بد ساقط مىشد. عمّار بن ياسر با مغيرة بن شعبه سخن مىگفت امام ٧ فرمود: «دعه يا عمّار فانه لم يأخذ من الدين الّا ما قاربه من الدنيا و على عمد لبس على نفسه ليجعل الشبهات عادزا لسقطاته» حكمت ٤٠٥، عمار او را بگذار، او از اين دين فقط چيزى را اخذ كرده كه به دنيا نزديكش كند، و از روى عمد خود را مشتبه كرده كه شبههها را براى لغزشها و اشتباهات خود عذر قرار دهد. «يعلم مسقط القطرة» خ ١٩٠ محل سقوط قطره باران را مىداند جمع آن