مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٢١ - ذيل
بچشانى چنانكه شيرينى معصيت را چشاندهاى، بعد بگوئى استغفر اللّه.
«مذاق» مصدر ميمى است
«ذاقه مذاقا: اختبر طعمه»
به اهل بصره فرمود: «فان اطعتمونى فانى حاملكم ان شاء اللّه على سبيل الجنّة و ان كان ذا مشقّة شديدة و مذاقة مريرة» ١٥٦، ٢١٨ اگر از من اطاعت كنيد انشاء اللّه شما را به راه بهشت مىبرم هر چند اطاعت من داراى زحمت شديد و چشيدن تلخى است. ذواق: طعم شىء كلمه «الاذواق و المشامّ» در خ ١، ٤٢ ظاهرا جمع ذواق باشد.
ذيع
به فتح اول منتشر شدن، مثل منتشر شدن خبر
«ذاع الخبر ذيعا: انتشر»
«اذاغه» اظهار و منتشر كردن، از اين ماده فقط دو مورد در «نهج» آمده است، آن حضرت به معاويه مىنويسد: «و انّ البغى و الزور يذيعان بالمرء فى دينه و ديناه» نامه ٤٨، ٤٢٣ يعنى ظلم و گناه انسان را در دين و دنيايش رسوا مىكنند «يذيعان» به معنى مشهور و مفتضح كردن است در برخى از نسخهها «يوتغان» نقل شده است «وتغ» بر وزن شرف به معنى هلاكت است يعنى هلاكت مىكنند. در وصف مؤمنان در يك كلام عجيبى فرموده: «اولئك مصابيح الهدى و اعلام السرى ليسوا بالمسابيح و لا المذاييع البذر اولئك يفتح اللّه لهم ابواب رحمته...» خ ١٠٣، ١٤٩ «سرى» بر وزن دعا: رفتن در شب كه توام با مشكل باشد. «مساييح» جمع مسياح و آن كسى است كه ميان مردم براى فساد و نمّامى مىگردد «مذاييع» جمع مذياع و آن كسى است كه عيبها و خبرهاى بد را آشكار و شايع مىسازد «بذر» بر وزن عنق جمع بذور بر وزن فعول و آن كسى است كه بسيار احمق و بىمنطق باشد.
يعنى آن مؤمنان چراغهاى هدايت و نشانههاى شب زندهدارى هستند. مفسده برانگيز، نمّام و عيب شايع كن احمق بىمنطق نيستند، صلوات خدا بر تو باد اى مولا، چه عجيب است كلام تو و چه ناقص است ترجمه من
ذيل
مصدر است به معنى دراز شدن و به زمين رسيدن مثل گوشههاى دامن لباس كه به زمين مىرسد و اسم است به معنى دامن و پايين
«الذيل: آخر كلّ شىء ذيل الثوب: ماجرّ منه اذا اسبل»
چهار مورد از اين ماده در «نهج» آمده است به ابو