مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٤٠ - جور
«فهم جيرة لا يجيبون داعيا... ان جيدوا لم يفرحوا و ان قحطوا لم يقنطوا، جميع و هم آحاد» خ ١١١، ١٦٦، آنها همسايگانند ولى دعوت كنندهاى را جواب نمىدهند، اگر باران داده شوند شاد نمىگردند و اگر به قطحى افتند نا اميد نمىشوند. مجتمعند ولى تنها تنها. «جيدوا» ماضى مجهول از جود به معنى باران است. «يجود بنفسه» خودش را يا روحش را بذل مىكند يعنى مىميرد، درباره مردم دنيا فرموده: «يصبحون و يمسون على احوال شّتى فميّت يبكى و آخر يعزّى و صريع مبتلى و عائد يعود و آخر بنفسه يجود» خ ٩٩، ١٤٥ صبح و شام مىكنند در احوال مختلف مردهايكه بر آن گريه مىشود، ديگرى را تسليت مىگويند. يكى نقش بر زمين و گرفتار، و عيادت كنندهاى كه مريض را عيادت مىكند و ديگرى كه روح خودش را بذل مىكند. «جيّد» خوب. ضدّ ردّى، جمع آن جياد است، در باره آزاد بودن انسانها فرموده: «و خلّوا لمضمار الجياد و روّية الارتياد» خ ٨٣، ١٠٩ ترك شدهاند براى ميدان اسبان اصيل و اعمال فكر براى رسيدن به مراد و نيز در نامه ٢٩ آمده است.
جور
اصل جور به معنى انحراف از اعتدال است:
«جار جورا: مال عن القصد»
ظلم را بدان علت جور گفتهاند كه انحراف از عدل است. «جار» همسايه:
«الجار: المجاور فى السكن»
«جوار» به معنى عهد و امان و نيز به معنى آب كثير است. از اين ماده حدود شصت مورد در «نهج» آمده است در رابطه با تيولها و حاتم بخشيهاى عثمان فرموده: «و الله لو وجدته قد تزوّج به النساء و ملك به الاماء لرددته فانّ فى العدل سعة و من ضاق عليه العدل فالجور عليه اضيق» خ ١٥، ٥٧ به خدا قسم اگر آن تيول را پيدا كنم كه با آن زنان تزويج شده و كنيزان خريدارى گشته است به بيت المال بر مىگردانم، چون در عدالت وسعت است، هر كس عدالت بر او تنگ آيد، ظلم بر وى تنگتر خواهد بو.
جائر
منحرف از عدل. (ظالم) آنحضرت به عثمان در حاليكه در محاصره بود فرمود: «و انّ شرّ الناس عند الله امام جائر ضلّ و ضلّ به» خ ١٦٣، ٢٣٥ بعد از ضربت خوردن در وصيت خويش فرمود: «و انّما كنت جارا جاوركم بدنى