مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٥٥ - بلى
آشكار را با مشتبه، خشكى را با رطوبت و حرارت را با سردى، ضدّ و مخالف هم كرد، همچنين است «بلّة» در خ ١، ٤٢.
بالّة اسم فاعل است يعنى رطوبت دهنده مانند باران و غيره چنانكه به مالك اشتر درباره رعيت مىنويسد: «فان شكوا ثقلا او علّة او انقطاع شرب او بالّة او احالة ارض... خفّفت عنهم بما ترجو ان يصلح به امرهم» نامه ٥٣، ٤٣٦، اگر شكايت كردند از زيادى خراج و يا از آفت سماوى و يا از قطع آب نهرى و يا از نبودن باران و رطوبت و يا فاسد كردن زمين تخم را... به آنها از خراج تخفيف مىدهى به حدّى كه اميد دارى كارشان اصلاح شود، صلوات و سلام خدا بر تو باد اى على، اى امير المؤمنين و اى انسانيكه روحش با روح جامعهاش آميخته بود، حيف كه جنايتكاران نگذاشتند جامعه از تو بهرهمند شود.
بلول
(بر وزن عقول) شفا يافتن. در موعظه انسان فرمايد: «اما من دائك بلول ام ليس من نومتك يقظة» خ ٢٢٣، ٣٤٤ آيا از دردت شفا يافتنى و يا از خوابت بيدار شدنى نيست، اين لفظ با مشتقاتش جمعا هفت بار در «نهج» آمده است.
بلى
بلو با واو به معنى اختيار و امتحان است
«بلاه بلوا و بلاء: جرّبه و اختبره»
و «بلى» با ياء به معنى كهنه شدن ايد، گويند:
«بلى الثوب بلى و بلاء: خلق»
در نهج البلاغه از هر دو ماده آمده است چنانكه در رابطه با اهل بيت : فرموده است: «ايّها الناس خذوها عن خاتم النبييّن ٦: انّه يموت من مات منّا و ليس بميّت و يبلى من بلى منّا و ليس ببال» خ ٨٧، ١٢٠ مردم اين كلمه را از رسول الله ص ياد بگيريد كه فرمود آنكه از ما اهل بيت بميرد مرده نيست و آنكه از ما مىپوسد، پوسيده نيست، ظاهرا اشاره بآيه ﴿(وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا)﴾ است ابن ميثم فرموده: اتفقّت عليه كلمة العلماء و نطقت به البراهين العقلّية انّ اولياء الله لا يموتون و لا يبلون و ان بليت اجسادهم» و درباره امتحان فرموده: «و ما ابتلى الله احدا بمثل الاملاء له» حكمت ١١٦ خداوند هيچ كس را با مثل مهلت دادن نيازموده است، باز فرموده است: «من قصّر فى العمل ابتلى بالهمّ و لا حاجة لله فيمن ليس للّه فى ماله و نفسه نصيب» حكمت: ١٢٧،