مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٩٧ - زكو
درباره: «و ظنّوا انّ زفير جهنم و شهيقها فى اصول آذانهم» خ ١٩٣، ٣٠٤ گفتهاند: شهيق صداى آتش است كه شديدتر از «زفير» است و آندو در انسان به معنى بازدم و دم است در انسانهاى اندوهناك. در مذمّت اصحابش فرموده: و ما انتم بركن يمال بكم و لا زوافر عزّ يفتقر اليكم» خ ٣٤، ٧٨، زوافر جمع زافره به معنى ستون است يعنى شما نه ركنى هستيد كه به وسيله شما به سوى دشمن ميل و هجوم شود و نه ستونهاى عزت هستيد كه به شما احتياج پيدا شود. اين لفظ در خ ١٢٥، ١٨٣ نيز آمده است.
زقو
(بر وزن عقل) و زقاء: فرياد و صيحه.
«زقا زقوا و زقاء: صاح»
زاقى. صيحه و فرياد كننده. از اين كلمه فقط يك مورد در كلام حضرت آمده است كه درباره طاووس فرموده: «فاذا رمى ببصره الى قوائمه زقا معولا بصوت يكاد يبين عن استغاثته» يعنى چون به پاهايش نگاه مىكند ناله و فرياد مىكشد با صدائيكه نزديك است استغاثه خويش را اظهار نمايد (از مكروه داشتن پاهايش).
زكو
اصل زكاة به معنى نموّ و زيادت است:
«زكا الزرع يزكو زكوا و زكاء: نما»
به معنى پاكى و مدح و زكاة واجبه و غيره آيد كه همه با معنى اوّلى سازگارند و آن بيست بار در «نهج» به كار رفته است.
آن حضرت به كميل بن زياد فرمايد: «يا كميل العلم خير من المال العلم يحرسك و انت تحرس المال و المال تنقصه النفقة و العلم يزكو على الانفاق» حكمت ١٤٧، اى كميل علم از مال بهتر است زيرا علم تو را حفظ مىكند و تو بايد مال را حفظ كنى، مال را خرج كردن كم مىكند ولى علم در انفاق كردن زياد مىشود «يزكو» به معنى نموّ و زيادت است. و نيز فرمايد: «و العفو زكاة الظفر» حكمت ٢١١ و ايضا «لكلّ شىء زكاة و زكاة البدن الصيام» حكمت ١٣٦ و درباره زكاة واجبى فرموده: «سوسوا ايمانكم بالصدقة و حصّنوا اموالكم بالزكاة و ادفعوا امواح البلاء بالدعاء» حكمت ١٤٦، سياست و حفظ كنيد ايمانتان را با صدقه، و در حصار قرار دهيد اموال خويش را با زكات، و دفع كنيد بلاها را با دعاء.