مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٧٠ - حسب
من العلقم، و آلم للقلب من حزّ الشفار» خ ٢١٧، ٣٣٦، صبر كردم در فرو بردن خشم خود را به تلختر از حنظل و درد آورتر بقلب از بريدن تيزيهاى شمشير. «حزّا فى حلوقكم» خ ١٩٢، ٢٨٨ يعنى بريدن حلقهاى شما
حزم
احتياط.
«حزم حزما: ضبط امره»
از اين ماده هفت مورد در «نهج» آمده است: «ثمرة التفريط النّدامة و ثمرة الحزم السّلامة» حكمت ١٨١ و نيز فرموده: «الظفر بالحزم و الحزم باجالة الرأى و الرأى بتحصين الاسرار» حكمت ٤٨، پيروزى در احتياط است، احتياط با جولان فكر و رأى است، فايده راى در پنهان داشتن اسرار مىباشد.
حازم
«محتاط». «احزم»: محتاطتر.
حزن
به ضمّ اول: غصه، اندوه. «و من رضى برزق الله لم يحزن علىمافاته» حكمت ٣٤٩ و در وصف مؤمن فرموده: «المؤمن بشره فى وجهه و حزنه فى قلبه» حكمت ٣٣٣.
حزن
بر وزن عقل. سخت غليظ
«الحزن. ما غلظ من الارض»
سه مورد بدين معنى در «نهج» آمده است در رابطه با خلقت آدم ٧ فرموده: ثم جمع الله تعالى من حزن الارض و سهلها و عذبها و سبخها تربه... ثمّ نفخ فيه من روحه فمثلت انسانا» خ ١، ٤٢، سپس خداوند از قسمت سخت زمين و نرم آن و شيرين و شوران خاكى را جمع كرد... و در آن از روح دميد و انسان گرديد. در خطبه ٢٣٤، ٣٥٥ در همين رابطه فرموده: «من سبخ ارض و عذبها و حزن تربة و سهلها» و در خ ١٣، ٣٣٠ در وصف رسول خدا ص فرموده: «و ذلل به الصعوبة و سهّل به الحزونة حتى سرّح الضلال عن يمين و شمال» خداوند به وسيله او دشوارى را رام و سختى را آسان كرد، تا ضلالت را از راست و چپ دور انداخت.
حسب
حساب: شمردن.
«حسبه حسابا: عدّه»
درباره بخيل فرموده: «فيعيش فى الدنيا عيش الفقراء و يحاسب فى الآخرة حساب الاغنياء» حكمت ١٢٦ و نيز فرموده: «و انّ اليوم عمل و لا حساب و غدا حساب و لا عمل» خ ٤٢، ٨٤، منظور شمردن عمل و رسيدن به ثواب و عقاب است.