مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٣٩ - جود
اجابت: جواب دادن به سئوال خواه به طور ردّ جواب باشد و يا به طور عمل مثل: «دعوا للجهاد فاجابوا» خ ١٨٢، ٢٦٤ كه اجابت عملى است. تجاوب: جواب دادن بهمديگر و محاوره است، «استجابت»: مثل اجابت به معنى ردّ جواب است: «يا نوف... انّها لساعة لا يد عوفيها عبد الّا استجيب له» حكمت ١٠٤، اى نوف (اين ساعت شب) وقتى است كه هيچ بندهاى در آن دعا نمىكند مگر آنكه اجابت مىشود. «جوبات» جمع جوبه به معنى حفره است درباره خلقت زمين فرموده: «فسكنت من الميدان لرسوب الجبال... فى جوبات خياشيمها» خ ٩١، ١٣٢ زمين از بالا و پائين رفتن آرام گرفت در اثر رسوب كوهها... در حفرههاى بينىهاى آن.
جوح
هلاك كردن. مستأصل كردن:
«جاج الشىء جوحا، استأصله»
از اين ماده فقط دو مورد در «نهج» ديده مىشود انحضرت به معاويه مىنويسد: «فاراد قومنا قتل نبيّنا و اجتياح اصلنا» نامه ٩، ٣٦٨، قوم قريش خواست پيامبر ما را بكشد و ريشه ما را بخشكاند: «ثم قد نسينا كلّ واعظ و واعظة و رمينا بكل فادح و جائحة» حكمت ١٢٢ «جائحه» آفت هلاك كننده.
جود
(به ضمّ اوّل) بذل مال. جودة: خوب و عالى شدن.
«جاد بالمال: بذله»
و نيز آمده:
«جاد جودة: صار جيّدا»
از اين ماده بيست و يك مورد در كلام امام آمده است.
در رابطه با احسان فرموده است: «من ايقن بالخلف جاد بالعطيّة» حكمت ١٣٨ هر كس به ثواب يقين كند، بذل عطا نمايد از آنحضرت صلوات الله عليه پرسيدند عدالت افضل است يا جود و بذل فرمود: «العدل يضع الامور مواضعها و الجود يخرجها من جهتها و العدل سائس عامّ و الجود عارض خاصّ فالعدل اشرفهما و افضلهما» حكمت ٤٣٧. يعنى: عدل اشرف و افضل است زيرا كه عدالت كارها را در جاى خود قرار مىدهد ولى بذل آنها را از جهت خود خارج مىكند، عدالت اداره كننده عمومى است و اما جود پيشامد خاصّى است كه درد كسى را دوا مىكند. «جود» به معنى باران شديد نيز آمده است چنانكه درباره اموات فرموده است: