مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١٣١ - ابراهيم
ثابت در خير و هميشه مفيد است خدا، ولى از آن بلندى مقام قصد مىشود
طبرسى فرمايد: بلند مقام است خدا در يكتائى و ابدى بودن
در اقرب الموارد آمده: «تبارك الله: تقدّس و تنزه».
«اتمتلىء السائمة من رعيها فتبرك و تشبع الربيضة من عشبها فتربض» نامه ٤٥، ٤٢٠ آيا شتر چرنده از چريدن پر مىشود تا بخوابد و آيا گوسفند از گياه سير ميشود تا در آغل قرار گيرد خوابيدن شتر را بروك گويند كه يك نوع ثبوت است. «اللهم اجعل شرائف صلواتك و نوامى بركاتك على محمد عبدك و رسولك الخاتم لما سبق» خ ٧٢، ١٠١ «فتبارك الله الذى لا يبلغه بعد الهمم» خ ٩٤، ١٣٨، اين كلمه با مشتقات آن جمعا پانزده بار در «نهج» آمده است.
برم
ابرام: محكم كردن. در نفرين به طلحه و زبير فرموده: «اللهّم انهما قطعانى و ظلمانى و نكثا بيعتى... فاحلل ما عقدا و لا تحكم لهما ما ابرما و ارهما المسائة فيما امّلا و عملا» خ ١٣٧، ١٩٥ خدايا آندو رحم مرا قطع كرده و به من ظلم نموده و بيعتم را شكستند،... خدايا آنچه بستهاند بازكن، آنچه را كه محكم كردهاند محكم منما، در آرزوها و عملشان بدى پيش آور. «مبرم» محكم شده خ ٦٥، ٩٦
«تبرّم»
تضجّر و خستگى و زود رنجى، امام صلوات الله عليه خطاب بمالك فرموده: «ثمّ اختر للحكم بين الناس افضل رعيّتك فى نفسك... و اقلّهم تبرّما بمراجعة الخصم» نامه ٥٣، ٤٣٤، اى مالك آنگاه براى قضاوت ميان مردم بهترين رعيّت را از نظر خود اختيار كن،... و آنكه در مراجعه خصوم از همه كمتر خستگى و تضجّر دارد.
بره
برهة (بر وزن غرفه) مقدارى از زمان طويل
در لغت آمده: «البرهة: قطعة من الزمان طويلة»
اين كلمه فقط دو بار در «نهج» ديده ميشود آنجا كه درباره ذكر خدا فرموده است: «و ما برح لله. عزّت آلائه فى البرهة بعد البرهة... عبادنا جاهم فى فكرهم و كلّمهم فى ذات عقولهم» خ ٢٢٢، ٣٤٢ پيوسته بوده است براى خدا در هر زمانى بعد از زمانى بندگانى كه خدا با آنها در ضميرشان مناجات كرده و در عقلشان سخن گفته است.
ابراهيم
٧: نام مباركش فقط دو دفعه در «نهج» ديده مىشود ضمن آيه (إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْراهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا...) حكمت ٩٦،