مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٠٥ - جوادّ
جدّ گويند كه در علو مرتبه از پدر پائينى مقطوع است... به جدّ خلاف شوخى از آن جدّ گفتهاند كه از سخيف بودن بريده شده و به «تازه» از آن جديد گفتهاند كه در غالب، زمان بريده شدن آن تازه است.
بهر حال در «نهج» از اين ماده الفاظ بسيارى آمده است از جمله جدّ به معنى جدّى و عدم شوخى، جديد و تجديد: تازه و تازه كردن. جدّ به معنى تلاش جدّة به معنى تازه، جدّ به معنى پدر بزرگ، مجدّ به معنى تلاشكر، جديدان به معنى شب و روز جادّه به معنى راه. در مقام موعظه فرمايد: «الدهر يخلق الابدان و يجدّد الامال و يقرّب المنيّة و يباعد الامنيّة» حكمت ٧٢ و درباره رفيق دينىاش فرموده: «كان لى فيما مضى اخ فى الله... كان ضعيفا مستضعفا فان جاء الجدّ فهو ليث غاب» حكمت: ٢٨٩ يعنى به وقت آمدن كار جدّى مانند شير بيشه بود. و نيز در مقام موعظه فرمايد: «فعليكم بالجدّ و الاجتهاد و التّأهب و الاستعداد» خ ٢٣٠، ٣٥٢ كه به معنى تلاش و كوشش است و در رابطه با حق تعالى فرمايد: «الحمد لله الفاشى فى الخلق حمده و الغالب جنده و المتعالى جدّه» خ ١٩١، ٢٨٣ كه «جدّ» به معنى عظمت است. و درباره اموات فرموده: «قد هتكت الهوامّ جلدته و ابلت النواهك جدّته» خ ٨٣، ١١١ يعنى حشرات پوستش را پاره كرده و پوسندگان تازهاش را پوساندهاند و درباره راه حق فرموده: «اليمين و الشمال مضلة و الطريق الوسطى هى الجادّة» خ ١٦، ٥٨.
جوادّ
جمع جادّه است در تعريف اسلام فرموده «مشرق الجوادّ، مضى المصابيح» خ ١٠٦، ١٥٣، جادههايش روشن چراغهايش نورافشان است «جوادّ المضلّة» در «موه» خواهد آمد. درباره ستمكارى و شكست بنى اميّه فرموده: «و انّما هم مطايا الخطيئات و زوامل الآثام فاقسم ثمّ اقسم لتنخمّنها اميّة من بعدى كما تلفظ النخامة ثم لا تذوقها و لا تطعم بطعمها ابدا ما كرّ الجديدان» خ ١٥٨، ٢٢٤، شب و روز را از آن جديدان گويند كه مرتبا تازه مىشوند در خ ٢٢١، ٣٣٩ نيز آمده است.