مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٥٥ - حدثان
استخوان مانده و در چشمش تراشه چوب رفته است دوّمى در خ ٢٢١، ٢٣١: «احجى من ان يقولوا»
حدب
بر وزن شرف: تپه و محل مرتفع.
در صحاح آمده: «الحدب: ما ارتفع من الارض»
حدب الظهر برآمدگى پشت (قوز) آدمى است اين ماده كه در قرآن مجيد نيز به كار رفته سه مورد در «نهج» ديده مىشود. «فمن اخذ بالتقوى... هطلت عليه الكرامة بعد قحوطها و تحدّبت عليه الرحمة بعد نفورها» خ ١٩٨، ٣١٣ هر كس تقوى را اخذ كند. كرامت خدا بعد از كم شدن بر او به شدت مىبارد و رحمت بر او بعد از رفتن بر مىگردد. گوئى رحمت مرتفع شده و به او مىرسد.
جمع حدب حداب آيد «حداب الارض» در خ ١٦٦، ٢٤١ بلنديهاى زمين است.
حدبار
(بكسر اوّل و سكون دوّم) ناقه لاغريكه گوشتش ذوب شده، جمع آن حدابير آيد كه فقط يكبار در «نهج» آمده است، آن امام بلاغت و پيشواى سخن در دعاى استسقاء فرموده: «اللهم خرجنا اليك حين اعتكرت علينا حدابير السنين و اخلقتنا مخايل الجود» خ ١١٥، ١٧١ يعنى خدايا از شهر بيرون آمده و از تو باران مىخواهيم در وقتى كه حمله آورده و ازدحام كرده بر ما شتران لاغر سالهاى گرسنگى و خسته و فرسوده كرده ما را ابرهائيكه اميد بارش دارند ولى نمىبارند.
مرحوم رضى فرموده: حدابير جمع حدبار و آن ناقهايست كه راه رفتن او را لاغر كرده، امام صلوات الله عليه سال قحطى و گرسنگى را به آن شتران تشبيه فرموده است.
حدث
حدوث: به وجود آمدن كه قهرا توأم با تازهاى بودن است، حديث هر چيز تازه خواه فعل باشد يا قول. تحديث: حديث كردن و خبر دادن. احاديث: تازهها. جريانهاى تازه. احداث: جمع حدث بر وزن شرف به معنى امر تازهاى است كه معروف نبوده است.
حدثان
به كسر اول و سكون دوم: نوائب و بلاهاى روزگار، آنحضرت فرمايد: «يا اسرى الرغبة اقصروا فانّ المعرّج على الدنيا لا يروعه منها الّا صريف انياب الحدثان»