مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٤٥٧ - رفت
رهبة فتلك عبادة العبيد و انّ قوما عبدوا الله شكرا فتلك عبادة الاحرار» حكمت ٢٣٧
رغيبة: شىء مايل شده، جمع آن رغائب است كه در خطبه ٢٢٠ و نامه ٣١ آمده است.
رغد
(بر وزن شرف) وسعت و فراوانى و گوارائى عيش و زندگى.
«رغد عيشه رغدا: طاب و اتسّع»
از اين كلمه دو مورد بيشتر در «نهج» نيست درباره آدم ٧ فرموده: «ثم اسكن الله آدم دارا ارغد فيها عيشته و آمن فيها محلته» خ ١، ٤٣، خداوند آدم را در خانهاى اسكان دارد كه زندگى او را در آن وسعت و گوارائى داد، و اقامت او را توأم با ايمنى گردانيد و نيز درباره آن حضرت فرموده «و اسكنه جنّته و ارغد فيها اكله» خ ٩١، ١٣٣
رغم
رغام- به فتح اول- خاك نرم، بعضى مطلق خاك گفتهاند «رغم انفه» يعنى بينى او را به خاك ماليد يعنى ذليلش كرد «ارغم انفه» نيز به همان معنى است، از اين كلمه يكبار بيشتر در «نهج» يافته نيست، چنانكه فرموده: «و من نهى عن المنكر ارغم انوف الكافرين» حكمت ٣١ يعنى ذليلشان كرده است.
رغو
رغاء: صوت توأم باضّجه و ناله.
«رغا البعير و الضبع و النعام: صوّت فضّح»
از اين ماده دو مورد در «نهج» آمده است يكى در جريان بصره كه در ذم بيعت شكنان فرمود: «كنتم جند المرأة و اتباع البهية رغا قاجبتم و عقر فهربتم اخلاقكم دقاق و عهدكم شقاق و دينكم نفاق» خ ١٣، ٥٥ يعنى لشكريان زن (عائشه) و پيروان حيوان زبان بسته (شتر) بوديد، آن حيوان نعره كشيد به دورش جمع شديد و چون كشته شد فرار كرديد، اخلاقتان بد، پيمانتان دشمن، و دينتان نفاق است. در رابطه با خلقت زمين فرموده: «و ترغو زبدا كالفحول عند هياجها» خ ٩١، ١٣١ و درياى مذاب، مىغرّيد و كف مىانداخت مانند شتران نر بوقت هيجان.
رفت
شكستن و كوبيدن:
«رفته: كسره و دقّه»
رفات هر چيز شكسته و پوسيده است دو مورد از اين كلمه در كلام حضرت آمده است درباره مردگان فرموده: «جعل لهم من الصفيح اجنان و من التراب اكفان و من الرفات جيران» خ ١١١، ١٦٦ مراد از «رفات» استخوانهاى پوسيده است يعنى براى آنها از روى زمين قبرها به وجود آمد و از خاك كفنها (چون كفنها پوسيدند فقط خاك كفن