مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ٢٧٥ - حسن
قيافه و اندام باشد و يا خوبى عمل و انسان و غيره: «و من احسن فيما بينه و بين الله احسن الله ما بينه و بين الناس» حكمت ٤٢٣ «احسان» نيكى كردن خواه به طريق احسان و انفاق باشد يا خوب عمل كردن. «حسن» بر وزن شرف، وصف است به معنى زيبا و نيكو.
حسنة
هر نعمت خوش آيند و شاد كننده، جمع آن حسنات است «حسنى» مؤنّث احسن است يعنى نيكوتر مانند صفت نيكوتر، و خصلت نيكوتر الخصلة الحسنى «حسنيين» تثنيه حسنى است خ ٢٣، ٦٤
حسن
حسن و حسين صلوات الله عليهما، نام مبارك اوّلى چهار بار و نام مبارك دومى دو بار در «نهج» آمده و يكبار نيز «حسنان» آمده است در نامه ١٠، ٣٧٠ به معاويه نوشته: «فانا ابو حسن قاتل جدّك و اخيك و خالك شدخا يوم بدر و ذلك السيف معى» معنى آن در «بدر» گذشت. ١: در رابطه با اموال خويش بعد از برگشتن از صفين نوشت: اين دستور آنستكه: عبد الله على بن ابى طالب امير المؤمنين درباره مال خود امر مىكند براى طلب رضاى خدا و اينكه خدا او را بدين وسيله به بهشت وارد كند از عذاب ايمنى بخشد... حسن بن على به نگهدارى مال قيام مىكند به طور متعارف از آن مىخورد و به طور متعارف انفاق مىكند، و اگر حسن از دنيا رفت و حسين زنده بود، قيام به نگهدارى آن مىكند و مانند وى عمل مىنمايد: «هذا ما امر به عبد الله علّى بن ابى طالب امير المؤمنين فى ماله، ابتغاء وجه الله ليولجه به الجنّة و يعطيه به الامنة... فانّه يقوم بذلك الحسن بن على يأكل منه بالمعروف و ينفق منه بالمعروف فان حدث بحسن حدث و حسين حىّ قام بالامر بعده و اصدره مصدره» نامه ٢٤، ٣٧٩ ٢: در نامه ٤١، ٤١٤ به يكى از عموزادگانش كه بيت المال را دزديده و به مكّه گريخته بود مىنويسد: از خدا بترس اموال مردم را به جاى خود برگردان، اگر اينكار را نكنى و خدا تو را به چنگ من آورد، به درگاهش اعتذار كرده و تو را با اين شمشير مىزنم، كه هر كس را با آن زدهام داخل آتش گشته به خدا قسم: اگر حسن و حسين كارى را مىكردند كه تو كردهاى از من اغماض نمىديدند و ارادهاى خلاف حق