مفردات نهج البلاغه - قرشی، سید علی اکبر - الصفحة ١١٤ - بحرين
يعنى: خداى سبحان زوزه و صداهاى وحوش را در صحراها مىداند و مىداند گناهان بندگان را كه در خلوات انجام مىدهند، و مىداند رفت و آمد ماهيان را در درياهاى ژرف و بيكران و مىداند تلاطم و حركت آبهاى اقيانوسها را با طوفانهاى شديد. «نينان» جمع نون به معنى ماهى است چنانكه خداوند فرمايد: (وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ...) انبياء: ٨٧، غامرات جمع غامر به معنى معظم البحر مىباشد. و درباره قرآن فرموده: «... و بحر لا ينزفه المستنزفون» خ ١٩٨، ٣١٥ قرآن دريائى است كه بيرون ريزندگان آب او را نتوانند با بيرون ريختن تمام كنند و درباره «قدر» آنگاه كه از قدر سئوالى شد فرمود: «طريق مظلم فلا تسلكوه و بحر عميق فلا تلجوه و سرّ الله فلا تتكلّفوه» حكمت: ٢٨٧، يعنى قدر راه تاريكى است انرا نپيمائيد و درياى عميقى است داخلش نشويد و سرّ خدا است، در دانستن آن خودتان را به زحمت نياندازيد. بقيّه مطلب در «ارض» ديده شود.
بحرين:
جزائرى است در كرانه جنوبى خليج فارس، شامل چند جزيره كه بزرگترين آنها بحرين ناميده مىشود، بطول پنجاه و بعرض هفده كيلومتر، مركز آن شهر منامه است، بلاذرى در فتوح البلدان نقل مىكند: قبل از ايرانيان عربها در آن ساكن بودند، رسول خدا صلى الله عليه (و آله) در سال هشتم هجرى علاء بن الحضرمى را به آنجا فرستاد تا اهل بحرين را به اسلام دعوت نمايد و يا جزيه بدهند، دو نفر از بزرگان بحرين ايمان آوردند به دنبال آنها همه عرب و مقدارى از عجم مسلمان شدند (فتوح البلدان، ٨٩).
از آن به بعد بحرين جزء ممالك اسلامى بود و در حكومت امير المؤمنين صلوات الله عليه عمرو بن ابى سلمه مخزومى (پسر امّ سلمه امّ المؤمنين) فرماندار آنجا بود، حضرت وى را عزل كرده و به جايش نعمان بن عجلان را گذاشت و به وى چنين نوشت: «امّا بعد فانى قد وليّت نعمان بن عجلان الزرّقىّ على البحرين و نزعت يدك بلا ذمّ لك